نقل از کتاب نام ها و نشانه ها، محمدعلی شاهین
عده ای قدمت آنرا مربوط به پیش از اسلام و زمان ساسانیان می دانند. گفته شده این دژ بنایی نظامی و اداری بوده و محل استقرار جنگاوران، قهرمانان، روحانیون ، پیشه وران و سواران بوده است . یعقوبی یکی از طبقات دوره ساسانی را اسواران دانسته و نوشته است که طبقه مذکور، در ایام صلح مشغول زراعت و اداره امور رعایایی خویش بودند. در بیرون دژ و اطراف آن کشاورزان و دامداران و مردم عادی زندگی می کردند. آنها در زمان جنگ و ناامنی به درون قلعه می رفتند تا هم از حملات مهاجمان در امان باشند و هم به دافعان کمک کنند. دژ دیواری بلند داشته و از سایر نقاط مجزا و توسط راهرویی زیر زمینی به کوه آتشگاه متصل بوده است. کهندژ یک قسمت درونی و هسته مرکزی داشته است . درمیان دیوارهای کهندژ شکاف های برای تیراندازی وجود داشته است.
دژ مذکور مستطیل شکل بوده و با آتشگاه ارتباط نزدیک و مستقیمی داشته است. بدین ترتیب که حکام محلی، معمولا با فرستادن نیرو و تجهیزات از قلعه های خان نشین سده، به نوبه خود با مرکز ولایت در ارتباط بودند. مواقعی که ثبات سیاسی حکومت تغییر می کرد این قلعه ها در صورت توانایی، مستقل عمل می کردند. قلعه کوهی آتشگاه پس از ظهور اسلام و گسترش آن به داخل مرز های ایران، مدتی پناهگاه متعصبین زرتشتی و باطنی شده و گروه های ناراضی از ظلم و ستم حکام و مهاجمان از آن ها استفاده می کردند ساختار این دژ به گونه ای بود که تنها از یک طرف می شد به بالای آن رفت. این منطقه به مرور زمان با گسترش ده و تبدیل روستا به شهر، در مرکز سده قرار گرفت. امروزه از این دژ چیزی باقی نمانده است و تنها محله ای در خوزان خمینی شهر به نام کهندژ نامیده می شود.