نقل از کتاب مروری بر تاریخ سده و همایونشهر، محمدعلی شاهین
مهمترین رخداد سیاسی در این دهه کودتای آمریکایی 28 مرداد 1332 بود. که موجبات تحولات مهمی در ساختار طبقاتی جامعه ايرانی را فراهم آورد. این تغییرات، نگرش طبقه متوسط سنتی را نسبت به اوضاع سياسی تغییر داد و نتیجه مهم آن گرايش به سمت مذهب به عنوان راه نجات از تسلط بیگانگان و رسیدن به استقلال و آزادی بود. جنبشهای اصفهان از بعد از کودتای 28 مرداد ملهم از کل کشور و سده و همایونشهر هم به عنوان یکی از شهرهای مهم و تاثیرگزار استان همواره همپا و همسو با همین جریانات بود. در چنین شرایطی انجمن اسلامی دانشجویان در دانشگاههای کشور شکل گرفت. در دانشگاه اصفهان در سال 1338 انجمن مذکور تشکیل شد. اعضای این انجمن با مبارزان کشوری در ارتباط بودند و تعدادی از آنها به عنوان معلم و سخنران در همایونشهر فعالیت می کردند که تاثیر به سزایی در پرورش افراد مبارز و انقلابی از بین دانش آموزان و کارگران داشتند.
در مرور وقایع فرهنگی این دهه، یکی از تحولات فرهنگی در اوایل دهه 1330 در سده راه اندازی دفتر نمایندگی روزنامه اطلاعات در سده بود که روزنامه خوانی را در شهر توسعه داد گرچه پیش از این تعدادی از اهالی، مشترک روزنامه بوده و از طریق پست آنها را دریافت میکردند.
شروع به کار مجدد دوره متوسطه در سال 1331 و افزایش تدریجی دانش آموزان آن دوره، اهدای زمین برای ساخت اولین دبیرستان سده و آماده شدن ساختمان دبیرستان در سال 1335 و فارغ التحصیل شدن اولین دیپلمههای آن در سال 1338، گشایش دبستان در محله اندآن، راه اندازی مرکز مبارزه با بیسوادی سده، اختصاص زمین برای دبستان کشاورزی در کوشک، راه اندازی «مرکز تعلیمات اساسی» در قریه رهنان و گشایش اولین دبستان دخترانه اندان و رهنان در این دهه سبب توسعه آموزش و پرورش منطقه شد. قبل از این توسعه ها، حدود بیست درصد ساکنان سواد دار بودند و این اقدامات سبب افزایش با سوادان جامعه گردید. در این دهه اداره فرهنگ(آموزش و پرورش) اقدام به انتشار چند شماره از سالنامه فرهنگ همایون شهر کرد که حاوی مقالات و مطلب و اخبار مفیدی بود. در دهه 1330 مدرسه علمیه ای توسط آیت اله حاج شیخ براتعلی مشکات در زمان آیت اله سیدابوالحسن اصفهانی در محله خوزان تاسیس شد و طلاب مکانی برای تحصیلات حوزوی پیداکردند. در آذر سال 1335 آیتاله بروجردی برای روحانیون سده حضرات آیات جبل عاملی، عطاءالله اشرفی و امام سدهی حکمی صادر کردند تا همراه 30 تن از طلاب به کرمانشاه برای راه اندازی حوزه و ترویج دین مهاجرت کنند.
بارشهای پی در پی در نیمه این دهه که به چهل پسینه معروف شد، یکی از پدیده های نادر آب و هوایی در این دهه بود.
احداث چند خیابان و میدان جدید و آسفالت خیابانها، تغییر نام سده به همایونشهر، برگزاری اولین دورههای انتخاب نماینده مستقل از حوزه ماربین در مجلس شورای ملی، گشایش داروخانه لقمان در در محکمه، گلنگ خوردن ورزشگاه اصلی، تشکیل دادگاه، درخواست اعتبار برای تاسیس کلانتری(شهربانی) در سده، گشایش شعبه بانک ملی در مغازهای نزدیک پل گاردر، توسعه کارخانه برق و استخدام اولین مامای تحصیل کرده در بیمارستان شهر هرکدام تاثیرات خود را در حال و آینده شهر داشتند.
در بعد اقتصادی شرایط نسبت به دهه قبل بهتر شده بود، در این دوران همچنان کشاورزی و دامداری در منطقه رونق نسبی داشته و مشاعلی چون حلاجی، گیوه چینی، تولید محصولات چرمی چون کفش و توپ، نخریسی( تولید سنتی نخ از پشم) ، مسگری، کوهکنی و سنگتراشی، و تولید آجر و گچ در کوره پزی ها منبع درآمد تعدادی از اهالی بود. بازار ورنوسفادران و بازارهای محلی رونق نسبی داشته و در خرید و فروشهای جزء مانند مایحتاج تبادلات پایاپا معمول بود.
معاون باستان شناسی استان دهم در توصیفی از همایونشهر که در سال 1339 نگارش یافته در خصوص مشاغل منطقه می نویسد:«شغل بیشتر اهالی زراعت و بافندگی و 5000 دستگاه کارگاه های دستی پارچه و کرباس و قالیبافی در خانه اهالی موجود است. اهالی ورنوسفادران و خوزان تاجر پیشه و خرید و فروش پوست و روده را عهدهدار میباشند. اهالی فروشان باغ دار و میوههای فراوان مخصوصا سیب و به و سیبری جزء فراورده های زراعتی این ناحیه است. زراعت پنبه و تنباکو در این شهر معمول است در بعضی نقاط اطراف از معدن گل سرخ و گل رختشو بدست میآید.».
احمد غفورزاده ورنوسفادرانی ملقب به استاد طلايي (23 فروردين 1381-13 فروردين 1308) شاعر و محقق زبان و ادبیات، فعال مطبوعاتی، فرهنگی و سیاسی از بنیانگذاران انجمن ادبی سعدی اصفهان در اواخر دهه 1330 شعری در وصف منطقه با مطلع شعر دولتآبادی سروده است که می تواند خواننده را با تاریخ اجتماعی، فرهنگی و محیط همایونشهر در آن دوران بیشتر آشنا کند، برخی از ابیات آن چنین است:
همایونشهر شهر دین و کار است
پر از آیین و زیب و ابتکار است
ز انواع ریاحین بوستانش
پر از خال و خط و نقش و نگار است
نه گلزارش پر است از سنبل و گل
بیابانش هم از گل لالهزار است
چه تابستان چه پاببز و زمستان
هوایش معتدل، همچون بهار است
کنار جویبارانش درختان
صف اندر صف قطار اندر قطار است
درختانش سه فصل سال دایم
ز انواع فواکه پر زبار است
بباغ و بوستانش بس فراوان
به و سیبری و انگور و انار است
به هر سو بنگری جویی پر از آب
روان چون اشک چشم از هر کنار است
هنوز آثار تاریخی این شهر
بسان کوه ثابت پایدار است
به پیشانی خلق هوشیارش
نشانی از فراست آشکار است
بدین داری و حفظ عرض و ناموس
سده مشهور اندر روزگار است
برو در روز عاشورا در این شهر
ببین هر یک به نوعی سوگوار است
بسا عالم که از این خاک برخاست
کز آن پرچم دین پایدار است
بسا شاعر که پرورده است این شهر
که آنها را به دوران اشتهار است
سروش استاد شعر عهد قاجار
که اشعارش چو دُر در شاهوار است
همیشه بهر حفظ میهن خویش
دو چشم عقل آنها پاسدار است
ورق زن دفتر تاریخ این شهر
که در هر صفحهاش صد افتخار است
به بین بنوشته با خط طلایی
همایونشهر شهر دین و کار است
بچنگیز و بافغان ره ندادند
دلاور پرور و محکم حصار است
ببین محمود افغان با سپاهش
چسان مغلوب خلق این دیار است
ببین در پیش خلق رزمجویش
چنان اشرف ذلیل و خوار و زار است
ببین در پیش طوفان حوادث
چنان این شهر چون کوه استوار است
ولی اکنون ز دست اختلافات
رعیت مضطر و زار و نزار است
ز تبلیغات زهر آگین بعضی
نفاق و کینه دایم برقرار است
تلیفونهای این شهر قدیمی
برسم ده همان فریاد (جار) است
به پیروزی و آبادی این شهر
طلایی روز و شب امیدوار است
اطلاعات بیشتر از کتاب نامها و نشانه ها و جلدهای مختلف راویان ماربین.