نقل از کتاب راویان ماربین جلد سوم، نگارش محمدعلی شاهین

راویان: اسماعیل رضایی (1398-1295)، محمد‏باقر محمدی (1397-1313)، سیدحسین ابطحی (1398- 1308)، سیدمجتبی لقمانی متولد 1306، محمود گرجی متولد 1315، اکبر غفورزاده متولد 1317، شکرالله رستم‏زاده متولد 1322، کریم‏هاشمیان متولد 1325 و احمدکمالی متولد 1327.

اشاره: در اسفند 1398 و فروردین 1399 بیماری کرونا در ایران و سراسر دنیا شیوع یافت و هر روزعده ‏ای را به کام مرگ می ‏فرستاد. خیلی ‏ها فکر ‏می‏کنند این اتفاق و تما‏می‏ حاشیه‏ های آن خاص این دوران از تاریخ است. واقعیت آن است که نسل آدم و حوا از زمان پا گذاشتن برروی کره خاکی با انواع بلایا مبارزه ‏می‏کرده است که یک دسته از آنها بیماری‏های واگیردار است. مروری  برگذشته منطقه به لحظ شیوع بیماری‏ها با استفاده از اسناد و اخبار همه‏ گیری بیماری‏های مسری و گفته‏ های شاهدان هدف مطلب پیش‏‎رو ‏می‏باشد.

یکی از قدیمی‏ترین بیماری‏های مسری که منطقه را تهدید ‏می‏کرده براساس اسناد چه بیماری بوده است؟

یکی از قدیمی‏ترین اسنادی که نشان دهنده درگیر بودن اهالی با بیماری‏های واگیر‏دار ‏می‏باشد مربوط به سال 1311 است.در این دهه آبله در مناطق مختلف شیوع پیدا کرده و به همین دلیل در مهر این سال اهالی سده برای دایر کردن پست آبله کوبی از صحیه کل مملکت درخواستی تنظیم ‏می‏کنند که با آن موافقت ‏می‏شود و به دنبال آن یک پست آبله‏کوبی با اعتبار ماهیانه ده تومان دوا برای فقرا در سده برقرار ‏می‏شود1 

کانون انتقال بیماری‏ها در دهه‏ های اولیه قرن 14 در منطقه چه مکان ها و یا عواملی بوده ‏اند؟

آب آشامیدنی غیربهداشتی، نبود فاضلاب، خزانه ‏ای بودن حمام‏ ها و شستن اموات در قنات‏ها و انهار و نگهداری گاو و گوسفند در بخشی از خانه مسکونی از کانون‏ها و عوامل انتقال بیماری‏ها بوده‏اند. براساس گفته شاهدان از محلات مختلف شهر و برخی اسناد در این سال‏ها آب از چاه خانه کشیده و یا از قنات‏ها و انهار برداشت ‏می‏شده است. درخانه‏ها چاه فاضلاب اکثر در مجاورت و یا نزدیکی چاه آب بوده و در انهار هم مرده ‏ها شستشو داده و شستن پوست در آنها رایج بوده است.

به غیر از گفته‏ های شاهدان اسنادی که نشان دهنده این شرایط باشد وجود دارد؟

بله و چند تایی از آنها آورده می‏شود:

در سال ‏‫۱۳۰۹ امنیه سده از دباغی مؤسسات دباغی در حدود آب قنات اسفریز جلوگیری می‏کنند که البته موفق نبوده‏اند و یا سندی ‏‫۱۵ برگی از سال ‏‫۱۳۱۴ حاکی از آن است که امراض مسری در روستاهای سده بدلیل آلودگی حمام‌ها و تغسیل اموات در اماکن عمو‏می ‏‏شیوع پیدا کرده است و بر‏این اساس به کدخدایان سده در خصوص جلوگیری از ورود بیماران امراض مسری به حمام‌های دستوراتی صادر ‏می‏شود. همچنین طبق سندی دستور تعویض آب خزینه‌های حمام‌های سده بدلیل شیوع بیماری تیفوس درسال‏ ‏‫۱۳۲۲ صادر می‏شود. همه این اسناد نشان می‏دهد منشاء شیوع بیماری‏ها مشخص بوده و صحیه و کدخدایان و گاه مقامات استانی درگیر کنترل آن بوده‏ اند.2

براساس اسناد چه بیماری‏های در چهار دهه اول قرن 14 در ماربین و سده همه ‏گیر شده است؟

در شهریور 1315 مرض اسهال دموی که همان اسهال خونی است در سده بروز پیدا می‏کند. اما بیماری واگیر‏دار شایع و فراگیر و سمج آنزمان کچلی بوده است که آثار نامطلوب اجتماعی و اقتصادی فراوانی در برداشته است و حتی پای مقامات استانی را به سده باز می‏کرده مثلا در دی 1315 در سفر صور حکمران اصفهان و دبیر سیاقی معاون وی به سده تصمیم به دوش‏دار شدن سه حمام در منطقه گرفته ‏می‏شود که البته عملی نمی‏شود. در همین سفر تصمیماتی برای درمان کچلی سر محصلین اتخاذ ‏می‏شود.6

همین موضوع را سندی با عنوان رسیدگی به مسئله کچلی مسری بین دانش‌آموزان در سده از سال 1315‏‫ نشان ‏می‏دهد.7

طبق سندی از سال 1316 دانش‌آموزان بی بضاعت مبتلا به کچلی در سده با داروی مجانی معالجه ‏می‏شوند.8

حصبه یکی دیگر از بیماری‏های واگیر‏دار بوده‏است که گاه و بی‏گاه در منطقه جولان ‏می‏داده است. سندی از سال ‏‫۱۳۱۷ بروز مرض حصبه در اصغرآباد سده را ثبت کرده است.9

در دهه 1320 در نصرآباد ماربین مالاریا شایع می‏شود و مجبور به تعطیلی کشتارگاه می شوند.

از جمله بیماری‏های دیگر که در سده سابقه شیوع داشته است تیفوس بوده و برای مقابله با آن‏ دستور تعویض آب خزینه‌های حمام‌های سده در سال 1322 صادر ‏می‏شود.

‏‏همچنین در بررسی سابقه شیوع بیماری‏ها و شیوع آنها در محلات سده در سال ۱۳۲۹ به بیماری سیاه زخم بدلیل گوشت آلوده بر ‏می‏خوریم.10

اسناد دهه 1330 بخشداری ماربین نشان ‏می‏دهد که در این دهه مردم با بیماری‏های واگیردار از جمله مالاریا دست و پنجه نرم می‏کرده‏اند و حفظ بهداشت و ساخت حمام ‏های بهداشتی همچنان مسئله روز بوده است.

‏در تابستان 1344 شبه و‏با در همایون‏شهر شایع شده و تنها بیمارستان شهر با هجوم یکباره و چندین برابری ظرفیت بیمارها رو برو ‏می‏شود. مسوولین وقت تقاضای 200 پتو از اصفهان کرده و آنها را در راهروها پهن و بیمارها را بستری و سرم‏ها را از میخ آویزان ‏می‏کردند. همه پزشک ‏های شهر برای معالجه بیماران در بیمارستان مستقر ‏می‏شوند و هر سه درمانگاه موجود آنزمان مجهز و دو مامور ژاندارمری در میدان مرکزی استقرار و افراد عبوری را برای تزریق واکسن هدایت ‏می‏کردند.11

آیا در پیشینه شهر چهره ‏های شاخصی که در مبارزه با بیماری‏های واگیر اقداماتی در کشور انجام داده باشند وجود دارد؟

بله دکتر سید حامد‏حسین سیادت و پروفسور حسن میردامادی دوتن از شخصیت‏ های‏ شاخص این دیارند که در مبارزه با بیماری‏های مسری و توسعه علوم وابسته پرونده درخشانی دارند و در اینجا به طور مختصر معرفی می‏شوند:

دکتر میرحامدحسین سیادت(137-1287)

وی دکترای پزشکی با درجه ممتاز از دانشگاه پاریس و ژنو، دارای دانشنامه فدرال از دانشگاه ژنو، گواهینامه اداره بهداری و میکروبشناسی ژنو، گواهینامه تخصص در طب پیشگیری و روش‏های مقابله با بیماری‏های واگیر و مدارک تخصصی متعدد از سازمان بهداشت جهانی دریافت و نفر اول کنکور اعزام به خارج در سال1309 می‏باشد. عده‏ای وی را پدر طب عفونی ایران نامیده‏ اند. دکتر سیادت از سال 1319 هجری شمسی تا سال 1370 به مدت 51 سال مشغول کار و فعالیت و تلاش بی وقفه و شبانه روزی از ساده‏ترین امور پزشکی تا تشخیص و درمان بیماری‏ها و مسوولیت‏های اجرایی و مأموریت‏ها و تدریس و تحقیق بود. 

مهمترین و اصلی‏ترین کار برای پزشک درد‏آشنای دیار ما، درمان بیماران دردمند و به وجود آوردن شرایط درمان و کاستن از درد و آلام مردم بود. اصلی‏ترین تهدید در آن سال‏ها بیماری‏های واگیر و عفونی بود که از اتفاق رشته و تخصص ایشان نیز به حساب ‏می‏آمد. بیماری‏هایی چون مالاریا، تب مالت، تب راجعه، وبا، حصبه، سل، جذام و غیره که آن زمان به بیماری‏های ساریه معروف بودند و در سراسر کشور بیداد ‏می‏کردند و قربانی ‏می‏گرفتند. در چنین شرایطی یک پزشک مسؤول و وظیفه شناس هدف خود را تشخیص و درمان و نیز مبارزه با آنها و تحقیق در خصوص آنها و از بین بردن شرایط انتقال و توسعه بیماری‏ها ‏می‏داند. کاری که البته به دلیل بی توجهی مسولین و فقر اقتصادی و فرهنگی مردم و نبودن متخصص و امکانات بس طاقت فرسا بود. اما این پزشک فرزانه نشان داد که در علم و عمل قادر به انجام آن است. دکتر سیادت از سال 1319 تا 1352 که در استخدام وزارت بهداری آن زمان بود پرونده درخشانی از خود به جای گذاشت. وی در تما‏می‏ نقاط کشور به تشخیص بیماری‏های واگیر و درمان آنها و مبارزه با زمینه‏ها و عوامل انتقال پرداخت. 

کار در تهران، زاهدان، بنادر جنوب، اصفهان، زندان‏های کشور، ورامین، شهریار، گرگان، خرمشهر، آبادان، سیستان و بلوچستان، کردستان، کرمانشاه، همدان، کرمان، بندرعباس، فریدن، چهارمحال و بختیاری و ده‏ها شهر و منطقه دیگر در پرونده ایشان ثبت است.

وی در تما‏می ‏این مناطق تشخیص و درمان بیماری‏های ساریه را علیرغم کمبودها با موفقیت انجام ‏می‏داد. 

دکتر سیادت مدت 17 سال در بیمارستان فیروزآبادی تهران با حداقل امکانات به شناسایی و تشخیص و درمان بیماری‏ها پرداخت. باید توجه کرد در آن زمان آزمایشگاه‏های تشخیص طبی به شکل فعلی نبود و روش‏های آزمایش و مواد لازم برای آنها هم در دسترس همگان قرار نداشت و وی ابداعاتی در زمینه روش‏های تشخیص داشت که جوایزی به آنها تعلق گرفت.

دکتر سیادت از هیچ بیماری، ریالی حق ویزیت دریافت نمی‏کرد و حتی دریافت آن را در حالی که حقوق بگیر است، حرام ‏می‏دانست و به همان حقوق رسمی‏که آن هم در بسیاری موارد خرج بیماران ‏می‏کرد قانع بود و پزشکی را در خدمت مردم ‏می‏دانست نه وسیله ای برای جمع آوری مال و ثروت.12

پروفسورسیدحسن میردامادی (1368-1280)

متخصص در رشته میکروب شناسی و سرم شناسی، دارای دانشنامه پزشکی بیماری‏های گرمسیری و دانشنامه مالاریا از موسسه مالاریاشناسی رم، پدرعلم سرم شناسی، استاد دانشگاه تهران، مدیرگروه میکروب شناسی و ایمنی شناسی، بنیانگذار رشته ایمونولوژی در کشور، بنیانگذاری گروه میکروبیولوژی دانشگاه تهران. وی تا آخر عمر در راه توسعه علم ایمنی شناسی و تولید واکسن تربیت دانشجویان علوم پزشکی و ترویج دانش میکروب شناسی و سرم شناسی و نوآوری و پیاده کردن روش‏های علم میکروب شناسی و سرم شناسی برای تشخیص بیماری‏ها فعال بود و همکاری خود را با انستیتو پاستور قطع نکرد. بی‏شک پیشرفت‏های امروزی در این علوم و امکانات موجود مدیون پیشکسوتانی همچون پروفسور حسن میردامادی ‏می‏باشد.13

..................

1 و 4 و 5 و 6 - روزنامه اخگر شماره‏های،788 ،1170،923 و 1205.

3. -آرشيو ملي ايران ‏شناسه سند      ۲۹۱/۳۶۲۸

7 و 8 و 9 و 10 -مرکز اسناد اصفهان ‏

11- گفتگو با اکبر غفورزاده متولد 1317 کارمند وقت بهداری.همایون‏شهر.

12-. دکتر قریبِ غریب خمینی ‏شهر http://daneshnam.ir

13. شاهین، محمدعلی، هزارسال خمینی ‏شهر، اصفهان، گفتمان اندیشه، 1396، ص 253.