نقل از کتاب راویان ماربین جلد چهارم، نگارش محمدعلی شاهین

راوی: محمود گرجی

ولادت: 1315

نام پدر: حیدر

شغل: کارشناس بهداشت وزارت بهداشت و درمان

محل سکونت: خمینی ‏شهر

اشاره: در دهه 1340 با راه اندازی بخش‏هایی از ورزشگاه بزرگ شهر توسعه ورزش‏هایی جمعی مانند فوتبال، والیبال، بسکت و دیگر ورزش‏ها مانند رشته‏ های دو و میدانی و کشتی در دستور کار قرار گرفت و ورزش که پیشتر در چند آموزشگاه محدود شهر انجام می شد به محیط بزرگتر و همگانی ورزشگاه بزرگ شهر راه یافت. در این میان مردانی خوش فکر در تشویق جوانان به ورزش و توسعه و ترویج انواع رشته‏ها نقش موثری بازی کردند یکی از کسانی که همواره دغدغه ورزش در شهر را داشت و با وجود بی مهری ها و ناملایمات تا زمانی که نیروی جسمی به او اجازه می داد راهش را ادامه داد، حاج محمود گرجی است. به پاس خدمات ایشان و نقش وی در بخشی از تاریخ ورزش شهر، از مجموعه گپ وگفت ‏هایی که در شرایط مختلف با وی داشتم و نیز شاگردی وی در ورزش دو ومیدانی و مصاحبه چاپ شد در فرصت گفتگوی با این پیشران ورزش شهرمان تنظیم شده است.

*نام شما از دهه1340 همراه فوتبال و از دهه 1360 همراه بهداشت شهر مطرح بوده است به همین دلیل در سلسله گفتگوهای تاریخ شفاهی منطقه گفتگو با شما گوشه‏ هایی از تاریخ شهر را مستند می‏کند اگر موافق باشید در این نوبت به فوتبال پرداخته شود؟

اشکالی ندارد

*چطوری و کجا وارد دنیای فوتبال شدید؟

پدر من در اهواز کار می‏کرد من همانجا در سال 1339 وارد  اداره بهداشت شدم و همزمان با فوتبال آشنا و وارد دنیای فوتبال شدم.

*فوتبال را بازی می‏کردید و یا آموزش هم دیده بودید؟

فوتبال را در اهواز از فردی مجارستانی به نام ماسایژ یاد گرفتم. او فوتبال را اصولی و علمی‏ و فنی آموزش می‏داد بنابراین اندوخته خوبی از فوتبال پیدا کردم.

*چگونه این دانش شما در خدمت فوتبال همایونشهر قرار گرفت؟

پدر من باز نشسته شد و ما در سال 1343 به زادگاهمان برگشتیم. همزمان در مکان‏هایی که بهداشت تعیین می‏کرد به ماموریت می‏رفتم و وارد ورزش شه و تشویق جوانان که وقت خود را تلف می کردند به ورزش شدم تا اینکه پیشنهاد شد به فوتبال در شهر سر و سامانی بدهم و آنرا راه بیندازم.

*واکنش شما به این پیشنهاد چه بود؟

اول قبول نکردم ولی با فشار و درخواست علاقه‏ مندان موضوع را پذیرفتم و از آنجا آموزش اصولی فوتبال را به آنها شروع کردم و کم‏کم فوتبال را راه اندازی کردم.

*تیم هم درست کردید؟

بله به کمک علاقه مندان و مردم تیم تاج را راه اندازی کردیم و بعد از آن تیم خانه جوانان را درست کردیم.

*تیم خانه جوانان زیر نظر کجا بود؟

رئیس خانه جوانان رئیس شیر و خورشد سرخ اصفهان بود و پول و امکانات  این تیم را تامین می‏کرد.

*چه وقت هایی به آموزش و تیم داری می‏پرداختید؟

صبح‏ها می‏رفتم اداره و عصرها می‏آمدم استادیوم شهر.

*مسابقه هم می‏دادید؟

بله اولین مسابقه ما با تیم رهنان بود و 9 تا گل خوردیم. سه ماه بعدش سه تا گل خوردیم و شش ماه بعدش آنها را شکست دادیم.

*اسامی تعدادی از ‏شاگردان اولیه خودتان در فوتبال را می‏برید؟

بله آقایان ملک، نجارپور، جعفری، فاتجی، طاهری، خان احمدی و.... که عکس‏های آنها موجود است.

*سرنوشت تیم خانه جوانان چه شد؟

در دوران انقلاب کانون جوانان منحل شد و گفتند فوتبال را تعطیل کنید و گرنه پلمپ می‏شوید. ما هم  به نظر آنها عمل کردیم.

*چند سال این تعطیلی طول کشید؟

هفت سال،. تا اینکه آمدند و اصرار کردند تا تیم فوتبال جدیدی راه اندازی کنیم. همین کار راکردیم و تیم فوتبالی در کنار هلال احمر راه انداختیم که آنهم به دلایل نا معلومی ‏تعطیل شد.

*بعد از آن شما ورزش را کنار گذاشتید؟

خیر برنامه کوهنوردی را راه انداختم.

*در دوران شما کسی از این منطقه در ورزش قهرمانی مطرح بود؟

بله رمضان حاج علی اکبری در دو و میدانی پرتاب چکش در بازیهای آسیایی مدال گرفت.

*خاطره‏ ای از دوران فوتبال دارید؟

بله زیاد

*یکی از جالبترین آنها را تعریف می‏کنید؟

یک روز دو سه نفری با چند توپ و یک دستگاه باد به محل تمرین ما آمدند و گفتند ما اینها را از شما دزدیده‏ ایم و حالا فهمیده‏ ایم که اشتباه کردیم. خوشحال شدم و گفتم هدف منهم از راه انداختن ورزش همین است که انسان‏ها به راه درست بروند.