نقل از کتاب راویان ماربین جلد چهارم، نگارش محمدعلی شاهین
راوی: محمدحسین عشقی پور
ولادت: 1324
وفات: 25 آبان 1399 در اثر بیماری کرونا
شغل: توپ دوز،کارمند دارایی
محل سکونت: خمینی شهر محله فروشان
تاریخ مصاحبه: 22 مهر 1396
پرسشگر: سیمین سعیدی
مکان مصاحبه: خانه مجیر
محورهای گفتگو: سابقه توپ دوزی و شرکت های مسافری در سده و همایونشهر، شرایط تحصیل در دهه 1330 سده.
شما طی دوران کاری خود چه شغل های داشته اید؟
توپ دوزی، کارمندی شرکتهای مسافری و اداره دارایی.
کجا درس خواندید؟
دبستان اسلامی تا کلاس ششم.
چرا ادامه ندادید؟
آن روزها بیش از نیمی از بچه ها درس نمیخواندند چون پدرانشان به نیروی کاری آنها نیاز داشتند. بقیه هم اغلب تا کلاس ششم میخواندند و دنبال شغل میرفتند. تو ذهن ما کرده بودند که کلاس ششم پایان کار است. پدرم هم میگفت آقا گفته درس خواندن بچهها را بیدین میکند و تا کلاس ششم کافی است. البته بعضیها هم پشت مخارج درس خواندن بچه هایشان در نمیآمدند.
اسامی معلمین آن سالهای دبستان اسلامی را به خاطر دارید؟
آقای فولادگر که حالا متخصص قلب است و صبحها سر صف قرآن میخواند، سید حبیب الله مرتضوی که خودش تحصیلات مکتب خانهای داشت، حاج آقا آخرت که تحصیلات حوزوی داشت، محمدابراهیم مجیری وآقای زمانی و عندلیب.
تنبیه هم میکردند؟
بله هم فلک میکردند و هم مداد را بین دو تا انگشت میگذاشتند و فشار میدادند.
شغل اولیه شما توپ دوزی بوده است موافق هستید در مورد این شعل که دیگر آثاری از آن در شهرمان نیست بیشتر صحبت کنیم؟
بله حتما
ظاهرا از ورود فوتبال به کشورتا مدتی از توپهای دست ساز استفاده میشده است و سده یکی از مهم ترین مراکز ساخت این توپها بوده است؟
بله و شاید کمتر کسی این را بداند. فکر نمی کنم شهری به این اندازه در این حرفه وارد شده باشد.
دلیل رو آوردن سدهیها به این حرفه چه بود؟
این جا همه چیز آماده این کار بود. چون دباغی بود و پوستها دباغی میشدند و چرم سازها یعنی همان صرامها چرم را آماده میکردند.
توپ دوزها درکدام منطقه مستقر بودند؟
توپ دوزی ها در مسیر درب محکمه و دوشنبه بازار به خصوص میانجوی کارگاههای کوچک داشتند. چرم سازان هم اهل همین محلها بودند. کارگران توپ دوز بیشتر در میانجوی فروشان کار میکردند. شاید بتوان گفت حدود 100 نفر بودند.
این همه توپ تو منطقه مصرف میشد؟
نه به تهران میبردند.
خود شما چه مدتی به این حرفه اشتغال داشتید؟
در سالهای 1337 تا 1343 تمام وقت و تا 1350 نیمه وقت مشغول بودم. ازسال 43 به بعد کارمند دفتر شرکت مسافربری تو اصفهان شدم.
آن زمان برای مسابقات فوتبال هم از این توپها استفاده میشد؟
بله. مثلا ما که مدرسه اسلامیدرس میخواندیم، از این توپها استفاده می کردیم.
چرم مورد نیاز را از کجا تهیه میکردید؟
از دباغ خانه های سده که در فروشان و خیابان امیرکبیر بود.
چرم ها فقط به استفاده توپ دوزی میرسیدند؟
مصارف زیادی داشت. چرمها برای دوختن نوغی کفش به نام سُر، دوخت نوعی کفش زنانه و توپ دوزی استفاده میشد. پوستهای گاو را از جاهای مختلف به دباغ خانه میآوردند و عملیاتی روی آن انجام میدادند تا حالت بگیرد. چرم هایی که برای توپ دوزی به کار میرفت رنگ نشده(سفید) بود ولی چرمهایی که برای کفش و دیگر کارها به کار میرفت قرمز یا سایر رنگها بود.
توپ هایی که می دوختید چند تکه داشت؟
توپها در اندازههای 6 ،8، 10 یا 12 ترک بودند. هر کدام از این اندازهها دارای قالب های فلزی مخصوص به خود بود. این قالب های فلزی را روی چرمهای نرم و حالت گرفته میگذاشتیم و دور آن را با شفره (ابزار برش چرم) میبریدیم. بعد آن را روی کندههایی چوبی به ارتفاع حدود نیم متر که در زمین کارگاه کار گذاشته بودند میگذاشتیم و به وسیله «مشته» آنها را میکوبیدم تا صاف شود. مشته یک وسیله فلزی شبیه گوشت کوب بود. بعد با استفاده از یک درفش و دو تا سوزن، ترکهای برش داده شده را به هم میدوختیم. زمانی که ترکها را به هم میدوختیم، با دیلم توپ را وارونه میکردیم.
پس از این مراحل داخل توپ تیوپ میگذاشتیم. بعد چند تا سوراخ در دهانه توپ ایجاد میکردیم و با نخهای چرمیدر توپ را میبستیم. توپهای آماده را در صندوقهای چوبی میچیدیم و به تهران و دیگر شهرستانها صادر میکردیم.
مشتریان شما چه کسانی بودند؟
اغلب مغازه های عمده فروشی در تهران بودند که با استاد کارهای این جا طرف حساب بودند.
در گفتگو بارانندگان پیشکسوت خط سده- اصفهان آنها از حمل این توپها به اصفهان برایمان گفتند، همه تولیدتان به همین طریق از شهر خارج میشد؟
آن زمان چون ماشین خیلی متداول نبود، با گاری صندوقهای پر از توپ را به اصفهان میبردند و از آن جا به تهران حمل میکردند.
هر توپ به چه قیمتی فروخته میشد؟
هر توپ را دانه ای 40 یا 50 ریال می خریدند. اما اجرت کار بین 3 تا 6 ریال برای یک کارگر بود. مثلا اگر 10 توپ میدوختیم، 3 تومان میگرفتیم و اگر بزرگ تر بود 4 تومان.
برای دوخت توپ چه نخی استفاده میکردید؟
نخ های تابیده مخصوص را از اصفهان میخریدند و آنها را با موم و عسل آغشته میکردند تا دوامشان زیاد شود و در آب که میافتند، نپوسند.
دوختن هر توپ چقدر زمان میبُرد؟
نیم ساعت تا 45 دقیقه. کارگران خبره از صبح تا عصر 20 توپ 6 ترک میدوختند ولی کارگرانی هم بودند که روزانه 6-5 توپ بیشتر نمیتوانستند بدوزند. بیشتر کارگرها کارها را به خانه میبردند و با کمک خانواده شان انجام میدادند.
کار توپ دوزی در چه سالی برچیده شد؟
این کار در حدود سال 1350 وقتی که توپهای پرسی خارجی به بازار آمد، رونق خود را از دست داد. چون توپهای دست ساز دوام کمتری داشتند. البته تا دهه 1360 و بعد کسانی مانند مرحوم صرامی هنوز فعال بودند که بیشتر به تعمیر توپ میپرداختند.
گفتید از یک مقطعی در دفتر مسافربری در اصفهان کار میکردید؟
بله آن زمان دفاتر مسافربری تو دروازه دولت بودند که بعد به خیابان مسجد سید منتقل شدند منهم با دوچرخه از جاده آتشگاه نیم ساعته از سده به اصفهان میرفتم و در یکی از دفاتر کار میکردم.
ماشین نبود؟
چرا بود و کرایه آنها ده ریال بود، هنوز جاده کهندژ هم کامل نبود بعد هم که درست شد یک خطه بود.
توی شهر خودمان دفتر مسافری نبود ؟
اواخر دهه 1340 سه شرکت مسافری گیتی نورد، میهن نورد و ترانسپورت جنوب تو میدان مرکزی شهر دفتر باز کردند که گیتی نورد را خودم بودم.
نحوه کار شما چه گونه بود؟
با دفتر اصفهان قرار گذاشته بودیم تعدادی از صندلی ها مال ما و اگر تا عصر فروش بلیط را به آنها خبر ندادیم، حق فروش سهم ما را داشتند.
چه طوری فروش بلیط را خبر میدادید؟
تلفنی در کار نبود و یا بایستی به تلفنخانه میرفتیم و خبر میدادیم که درد سر داشت و یا از طریق رانندههای خط سده شماره بلیط های فروخته شده را به اطلاع دفتر شرکت در اصفهان میرساندیم که خیلی وقتها راننده خط فراموش میکرد خبر دهد و مشکل پیش میآمد. برای همین سه سالی بیشتر این دفاتر دوام نیاوردند و تعطیل شدند.
در زمان فعالیت دفاتر تو همایونشهر اتوبوس از اصفهان برای سوار کردن مسافر به شهر میآمد؟
خیر مسافرها باید به اصفهان میرفتند. اتوبوسها تو مسجد سید مسافر سوار میکردند و از طریق سه راه وفای به دروازه تهران و جاده تهران میرفتند. آن روزها خیابان صمدیه نبود .