نقل از کتاب راویان ماربین جلد پنجم، نگارش محمدعلی شاهین
راویان: این متن براساس اسناد ساواک، مقدمه کتاب یاران امام به روایت اسناد ساواک، حجتالاسلام و المسلمین حاج سیدمحمد احمدی، مقالهای از دکتر فضلالله صلواتی و نشریه شهر و شهروند شماره 27 شهریور 1382، تدوین شده است.
اشاره: مستند کردن تاریخ مبارزات مردم همایونشهر با دیکتاتوری حاکم در دهههای 1340 و1350 بدون مرور مختصر بر زندگی و مبارزات حجتالاسلام سیدمحمد احمدی فروشانی که نقش بزرگ و مهمیدر مبارزات زادگاه خود، استان اصفهان و کشور داشت، ناقص است. به همین علت با استفاده از منابع و اسناد به جا مانده این متن به شکل سوال و جواب طبق روال مجموعه راویان ماربین نگارش شده است تا گوشههایی از تاریخ از این زاویه تدوین شود.
* سیدمحمد احمدی فروشانی چه سالی به دنیا آمدند و چه تحصیلاتی داشتند؟
سیدمحمد در سال 1313 خورشیدی در خانوادهای روحانی از سلسله سادات موسوی در سده به دنیا آمد. پدرش سیدمصطفی نام داشت. دوران ابتدایی را در زادگاه گذارند و سپس در سال 1325 در دوازده سالگی وارد حوزه علمیه اصفهان شد. همزمان با تحصیلات حوزوی وارد دانشگاه شد و در سال 1336 از دانشکده معقول و منقول دانشگاه تهران فارغالتحصیل گردید. در مرحله بعد تحصیلات خود را در حوزه در دوره خارج فقه و اصول که دوره پایانی و اجتهادی دروس حوزههای علمیه است، نزد اساتیدی چون مرحوم آیتالله سیدحسین خادمی پی گرفت.
با ورود مرحوم آیتالله سیدعلی بهبهانی، مرجع تقلید، و اقامت وی در اصفهان، حجتالاسلام و المسلمین احمدی ملازم درس ایشان شد که حاصل این تلمّذ یک دوره تقریرات اصول و فقه است. وی از مراجع بزرگ مانند آیات عظام سیدمحمود شاهرودی، سید ابوالقاسم خویی، سید عبدالهادی شیرازی، امام خمینی و ... در تصدی امور حسبیه اجازه کتبی رسمیداشت. مرحوم حجتالاسلام و المسلمین احمدی همگام با تحصیل، به تدریس ادبیات، منطق فقه و اصول میپرداخت.
* ایشان کلاسهای نهج البلاغه هم برگزار میکردند؟
بله از آغاز جوانی در درس نهجالبلاغه مرحوم آیتالله میرزاعلی آقا شیرازی (استاد نهجالبلاغه علامه شهید مرتضی مطهری) شرکت میکرد. یکی از حوزههای درس حجتالاسلام و المسلمین احمدی، درس نهجالبلاغه بود که در سالهای نزدیک به پیروزی انقلاب در مدرسه صدر بازار اصفهان تدریس میکردند. ایشان به تصریح برخی زندانیان سیاسی آن روزگار حتی در زندان هم به تدریس نهجالبلاغه میپرداخت.
* ایشان تالیفاتی هم داشتند؟
بله، تقریرات درس خارج فقه و اصول، شرح نهجالبلاغه، رسالهای به زبان عربی در باب اهمیت نماز جمعه و وظایف ائمه جمعه، منظومهای در صرف و مجموعه اشعار به خط خودشان از مجموعه تالیفات وی میباشد.
* برجسته ترین توانایی ایشان در کسوت روحانیت چه بوده است؟
خطابه، وی خطیبی توانا و متعهد بود. خطابه را پیش از بیست سالگی در سده و اصفهان آغاز کرد و آنگاه دامنۀ آن به شهرستانهای دیگر از جمله کاشان، بروجن، ورامین، دماوند، کرمانشاه و تهران کشیده شد.
* سخنرانی ایشان سبک خاصی داشت؟
بله، آرام آرام سخن را آغاز میکرد و سپس با توجه به محتوای سخن به یکباره اوج میگرفت و در همین حال مسلسلوار کلمات آهنگین خود را بر گوش و جان شنونده مینشاند و در تمام این فراز و فرودها با درنگی در پایان جملات ذوق و شوق مخاطبان را بر میانگیخت.
* پس از این مقدمه و آشنایی با تحصیلات و تواناییهای وی به فعالیت سیاسی میرسیم. ایشان از چه زمانی وارد این مسیر شدند؟
حجتالاسلام و المسلمین احمدی از هجده سالگی عملاً پا به عرصه مبارزات سیاسی نهاد. در جریان قیام سیام تیر 1331 که با رهبری آیتالله سید ابوالقاسم کاشانی به سقوط دولت احمد قوام و روی کار آمدن مجدد دکتر مصدق انجامید، روحانیون و مردم به مدت سه روز در اعتراض به کشتار مردم و حکومت نظامی در تلگرافخانه اصفهان متحصن میشوند که ایشان هم در این تحصن شرکت فعال داشته است. بنابراین فعالیتهای سیاسی وی از دوره مبارزات ملی شدن صنعت نفت شروع و ادامه مییابد مرحوم احمدی حتی با تعدادی از روحانیون سده به محل تبعید آیتالله کاشانی در مشهد رفته و سخنرانی میکند.
* این انتظار وجود دارد که حجتالاسلام و المسلمین احمدی در سال 1342 و مبارزات روحانیون به رهبری امام خمینی قدسسرّه، از فعالین بوده باشد، درست است؟
برپایه اسناد موجود، ایشان در این مقطع تاریخی نیز از فعالان نهضت بود و در این راه از هیچ کوششی دریغ نکرد. پس از ارسال نامه امام به شهرستانها مبنی بر اعلام عزای عمومی در عید نوروز سال 1342 و صدور اعلامیه معروف «شاه دوستی یعنی غارتگری» از سوی ایشان در واکنش به حادثه هجوم به مدرسه فیضیه، حجتالاسلام و المسلمین احمدی اعلامیهها را تهیه و به علت نبودن امکانات تکثیر، اقدام به رونویسی از روی اعلامیهها مینمود و خود شخصاً در سطح شهر پخش میکرد. وی به همین علت دستگیر و زندانی شد ولی سرانجام با فشار مردم و علماء از زندان آزاد گردید. ولی پس از آزادی دست از فعالیت نکشید و در دو مجلس جشنی که از طرف علماء و روحانیون اصفهان به مناسبت آزادی حضرت امام خمینی(ره) ترتیب یافته بود سخنرانی نمود و مجدداً در مهرماه همین سال به زندان افتاد و توسط مأموران ساواک شدیداً شکنجه شد اما پس از یک هفته بازداشت، به علت وضعیت وخیم و با دخالت مرحوم آیتاللهالعظمی حاج آقا رحیم ارباب از زندان آزاد شد.
در سال 1343 جمعی از علما و طلاب اصفهانی در اعتراض به ادامه تبعید امام خمینی(ره) نامه صریحی به نخستوزیر وقت ارسال میکنند که حجتالاسلام و المسلمین احمدی از جمله امضاءکنندگان آن است.
در تاریخ 27 خرداد 1344 اعلامیهای در اعتراض به اعدام شهیدان محمد بخارائی، مرتضی نیک نژاد، صفارهرندی، صادق امانی با امضاء وعاظ و مبلغین اسلامیاصفهان، منتشر گردید که مرحوم احمدی نیز جزء این تشکل روحانی و از امضاء کنندگان بود.
* ظاهرا ایشان سفری هم به نجف اشرف در دوران تبعید امام در این شهر داشته اند؟
در سال 1346 به نجف اشرف مشرف و با امام خمینی قدس سره ملاقاتهایی انجام میدهند. سپس از نجف به بیتالمقدس و کشورهای سوریه و اردن سفر میکند.
* اگر بخواهیم اشاره مختصری به حرکتهای ایشان از سال 1346 تا اوج مبارزات بکنیم چه اقدامات را شامل میشود؟
پخش اعلامیه و احضار و بازجوئی توسط ساواک به همین دلیل، در ششم تیر 1346.
سفرهای تبلیغی در ماه محرم، صفر و رمضان، به شهرهای مختلف کشور، از جمله در سال 1348 به منطقه پیشوای ورامین.
سخنرانی اعتراضی در خرداد 1349 در مجلس فاتحهای که از طرف بازاریان اصفهان در مدرسه بازار برپا گردیده بود و به دنبال آن بازداشت، بازجوئی و زندان انفرادی و سپس دادگاه نظامی و محکومیت به سه ماه حبس تأدیبی.
اعتراض به سخنرانی یکی از نمایندگان مجلس سنا در سال 1350 در جلسه درس خارج آیتالله خادمی(ره).
اقامه نماز جمعه همراه با آیتالله سید جلالالدین طاهری در مسجد حسینآباد اصفهان و ایراد خطبههای انقلابی و پس از مدتی ممانعت توسط ساواک.
سخنرانی در سال 1353 در شهرستان بروجن و دستگیری و زندانی به مدت 19 روز به همین علت.
ممنوعالخروج شدن در سال 1354 از طرف ساواک مرکز، همراه شصت و یک نفر از انقلابیون سراسر کشور.
سخنرانی در یکی از مساجد اصفهان در سال 1355.
سخنرانی در مجلس ترحیم آیتالله سیدمصطفی خمینی در مدرسه صدر بازار در سال 1356.
واکنش به انتشار مقاله توهینآمیز روزنامه اطلاعات و اهانت به اسلام و روحانیت و شخصیت امام خمینی(ره) و انتشار نامهای خطاب به مراجع تقلید.
* یکی از سخنرانیهای مرحوم احمدی که واکنشهای زیادی به دنبال داشت سخنرانی در مسجد حکیم اصفهان بود، این اتفاق چه زمانی رخ داد و کم و کیف آن چه بود؟
در فروردین سال 1357 در مراسم چهلم شهدای تبریز مجلس بزرگداشت عظیمی با حضور آیتالله خادمی در مسجد حکیم اصفهان درحالی برگزار میشود که نیروهای نظامی و امنیتی رژیم شاه اطراف این مسجد را به محاصره در آورده بودند. با این وجود حجتالاسلام و المسملن احمدی سخنرانی مفصل و ضد رژیم در این مجلس ایراد میکند که به دنبال آن مردم در خیابانهای اطراف تظاهرات میکنند.
* گزارشی از ساواک در خصوص وقایع این روز وجود دارد؟
بله، ساواک در بخشی از گزارش خود از سخنرانی مرحوم احمدی نوشته است:
«وی حدود 2 ساعت سخنرانی و در ساعت 19 حاضرین از مسجد خارج و از کوچههای اطراف به خیابانهای چهارباغ پائین و عبدالرزاق آمده و در اثر تحریک قبلی ضمن دادن شعارهای مضره با سنگ شروع به حمله به اتومبیلهای پلیس و شکستن شیشههای بانک مسیر خود میکنند و تعداد 33 نفر به وسیله شهربانی دستگیر شدهاند.»
* چه اتفاقی برای حجتالاسلام و المسملن احمدی پس از این سخنرانی میافتد؟
کمیسیون حفظ امنیت اجتماعی استان در اجرای دستور ساواک مرکز در روز 14 فروردین 1357 تشکیل و وی را عامل تحریک و اخلالگری شناخته و محکوم به تبعید در سقز به مدت دو سال میکنند.
* این حکم عملی میشود؟
بله عوامل رژیم شبانه به خانه ایشان ریخته و با چشم بسته به سقز منتقل میکنند. در این تبعیدگاه شخصیتهای دیگر همچون آیات و حجج اسلام نوری همدانی، سیدعلی محمد دستغیب، مرتضی فهیم کرمانی، ... و پدر شهیدان زینالدین نیز حضور داشتند. آقای احمدی در تبعیدگاه نیز آرام ننشست. پس از گذشت حدود یک ماه از تبعید اعلامیه شدیداللحن روحانیون تبعیدی سقز درباره اوضاع ایران را انتشار داد. از سوی دیگر مردم اصفهان و همایونشهر و سایر شهرهای کشور به سقز رفته و با او ملاقات و در این جلسات ضمن آگاهی حجتالاسلام و المسلمین احمدی از اوضاع منطقه، رهنمودهای لازم را جهت ادامه نهضت ارائه مینمود.1
تحرکات ایشان و دیگر تبعیدیها همچنان ادامه مییابد تا اینکه مرحوم احمدی را از سقز تحویل کمیته مشترک ضد خرابکاری تهران میدهند و ایشان زندانی میشود. در زندان با شخصیتهای مبارزی همچون مرحوم آیتالله دکتر محمد مفتح هم سلول و با مرحوم آیتالله احمد آذری قمی، محمدجواد حجتی کرمانی و سیدهادی خامنهای همبند میشود.
* زندانی شدن ایشان تاچه زمانی به طول می انجامد؟
رژیم به دلیل فشار مردم انقلابی و شرایط موجود، تصمیم به آزادی زندانیان سیاسی در آبان 1357 میگیرد. حجتالاسلام و المسلمین احمدی هم به دنبال این تصمیم از زندان آزاد و در تاریخ 12 آبان به اصفهان وارد و استقبال با شکوهی از وی میشود. یک روز پس از آن در راهپیمایی عظیم مردم اصفهان شرکت نموده و به سخنرانی میپردازد.
* از اوضاع آنروز اصفهان گزارش مکتوبی وجود دارد؟
بله مطبوعات آن زمان درباره این راهپیمایی چنین نوشتهاند: «امروز (13 / 8 / 57) اصفهان شاهد یکی از عظیمترین راهپیماییهای مردم این شهر طی ماههای اخیر بود و بیش از دویست هزار نفر از طبقات مختلف در کمال آرامش خواستار برقراری حکومت اسلامی شدند. راهپیمایی پس از اجتماع مردم در مدرسه صدر بازار آغاز شد و سپس تظاهرکنندگان درحالی که شعارهای پارچهای با عکسهای بزرگی از حضرت آیتالله العظمی خمینی در دست داشتند در صفوف منظم از میدان نقش جهان، خیابانهای سپه، چهارباغ، سی و سه پل و چهار باغ بالا گذشتند و وارد دانشگاه اصفهان شدند. این گروه در زمین فوتبال دانشگاه و در جمع دانشجویان نماز جماعت گزاردند و در بین دو نماز اعلامیه اخیر امام خمینی خوانده شد و در پایان حجتالاسلام احمدی که اخیراً از بازداشت فرمانداری نظامی آزاد شده است به تفضیل پیرامون مبانی اسلام و لزوم وحدت همگانی سخن گفت و سپس تظاهر کنندگان به آرامی پراکنده شدند.».
* و باز هم فعالیت وی ادامه مییابد؟
بله سه روز بعد در جمع دانشجویان حاضر میگردد، ساواک در اینباره چنین گزارش میکند:«کلاسهای دانشگاه صنعتی آریامهر و مجتمع آموزش صنعتی اصفهان بعد از ظهر روز گذشته تعطیل بوده و سیدمحمد احمدی فروشانی شغل واعظ که دارای سابقه قبلی میباشد بعد از ظهر روز 15 / 8 / 1357 به دانشگاه آریامهر اصفهان وارد و در اجتماع دانشجویان سخنان تحریکآمیزی بیان و سپس به اتفاق 200 نفر از دانشجویان نماز جماعت برگزار نمود.»
* جریان تلگراف ایشان به رییس جمهور فرانسه چه بوده است؟
زمانی که امام خمینی از عراق به پاریس مهاجرت میکنند مرحوم احمدی در اقدامی مشترک با تعدادی از علماء تلگرافی خطاب به ژیسکار دستن رئیس جمهور فرانسه مخابره نمودند.
* گفته میشود چند روز بعد از آزادی و ورود به اصفهان مجدد بازداشت میشوند، همینطور است؟
آقای احمدی مجدداً در تاریخ 20 / 8 / 1357 توسط مأموران ساواک اصفهان و فرماندار نظامیاصفهان دستگیر و پس از بازداشت، بازجوئی میشود. پس از آنکه مأموران رژیم از دستگیری ایشان طرفی نمیبندند وی را آزاد مینمایند. ناجی، فرماندار نظامی اصفهان درباره او مینویسد: «به نامبرده هشدار داده شود باز وضعیتی به وجود نیاورد که خانواده وی و اولادهای وی با ناراحتی بیشتری دچار شوند.»
* و ایشان به این هشدار توجه میکنند؟
خیر و پس از آزادی مجدداً در اجتماعات عظیم مردم اصفهان از جمله تجمعهای هرروزه مسجد حکیم شرکت مینمود. وی در این مکان هم اکثر روزها سخنرانی میکرد. ساواک در گزارشی مینویسد: «سیدمحمد احمدی فروشانی پس از بازگشت از تبعید در اکثر تظاهرات و راهپیماییها شرکت کرده و مردم را به ادامه اعتصابات و تعطیل مغازهها تحریک نموده است و به نظر میرسد زندان و تبعید کمترین تأثیری در روحیه افراطی و اخلالگرانه وی نداشته است.» سخنرانیهای وی تا طلیعه پیروزی انقلاب اسلامی سیر صعودی داشت.
* جریان تحصن وی در مسجد سید اصفهان چه بود؟
با روی کار آمدن دولت شاپور بختیار و قطعی شدن ورود امام خمینی(ره) به کشور، مردم ایران برای استقبال از امام (ره) آماده شده بودند که با بسته شدن فرودگاه مهرآباد و به تعویق افتادن ورود امام، حجتالاسلام و المسلمین احمدی به همراه سایر علمای اصفهان در اعتراض به این عمل در مسجد سید اصفهان تحصن کردند و تا آخرین ساعات تحصن در مسجد حضور داشت.
* آیا سندی مبنی بر نظر ایشان در خصوص حکومت مطلوب وجود دارد؟
وی در مقابل این سوال که شما خواهان چه نوع حکومتی هستید و آیا نظرتان در باره بقاء حکومت سلطنتی و ادامه آن در خاندان پهلوی چگونه است، میگوید:
«من شخصاً خواهان حکومتی هستم که در سایه آن دین و دنیای جامعه به نحو احسن تأمین میگردد و به اسلام عمل گردد و اسلام به طوری صحیح به مردم تفهیم گردد و مردم به آن عمل نمایند و حقیقت اسلام برای مردم روشن گردد تا ایمان جامعه به اسلام تقویت گردد و انحراف فکری و عملی و اخلاقی پیدا نکنند. این تنها خواسته شخص بنده است که به یاری خدا انجام گردد و مردم در پرتو نور قرآن سعادتمند گردند. مجریان این خواست از نظر شخص این جانب خواست مردم را انجام داده و میخواهم خداوند جامعه ما را به صراط مستقیم اسلام مقدس در پرتو تشیع، کاملاً هدایت فرماید تا همه در امن و امان زندگی کنند.
.... اصولاً در منطق اسلام حکومتی که در نظر اسلام امضاء میشود حکومتی است که زیربنای اعتقادی اسلامی داشته باشد و مروج اخلاق و قوانین اسلام باشد و عدالت اجتماعی انجام گردد. آزادی که منطق اسلام است، داده شود، دموکراسی واقعی تحقق یابد. ظلم و فساد برچیده شود. همه از حقوق حقه خود بهرهمند شوند و حقکشی نگردد و بر مبنای اعتقاد به الله اداره گردد.»
* شرایط روزهای اولیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شرایط خاصی بود و احتمال هرج و مرج و اقدامات خودسرانه میرفت، آیتاله احمدی چه نقشی در این روزها بازی کرد؟
با پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط رژیم 2500 ساله شاهنشاهی، مردم به خیابانها ریخته و به شادی و سرور پرداختند. در همایونشهر نیز هزاران نفر از مردم به خیابانها ریخته و هر لحظه احتمال حمله به مراکز نظامی و انتظامیشهر میرفت. در آن زمان مرحوم احمدی به عنوان مبارز برجسته و با استفاده از مقبولیتی که در بین عامه مردم داشت با انتشار اعلامیههای متعدد مدیریت اوضاع را در دست گرفت و توانست نظم و انضباط و امنیت کامل بر شهر حکمفرما کند.
* در این پیامها ایشان چه نکاتی را به مردم گوشزد میکرد؟
اسلامی بودن انقلاب بر مبنای مکتب آزادیبخش، آزادی اندیشه، حفظ و استمرار اتحاد و هماهنگی و توجه به اعمال عناصر فرصتطلب و ضدانقلاب.
* حکمی هم از سوی بنیانگذار انقلاب داشتند؟
بله در تاریخ 29 / 11 / 57، نامهای از سوی امام خمینی خطاب به حجتالاسلام و المسلمین احمدی ارسال میشود.
* چه ماموریتی به وی داده می شود؟
نظارت بر اوضاع و ساماندهی کارها.
* نقش وی در تحولات پس از پیروزی انقلاب اسلامی شهر چگونه بود، آیا مسولیتی پذیرفتند؟
ایشان پس از پیروزی انقلاب اسلامی مدتی هدایت کمیه انقلاب اسلامی را بر عهده داشتند. در ماهای اولیه به عنوان اولین امام جمعه شهر منصوب شدند و اولین نماینده مردم شهرستان در مجلس شورای اسلامی بودند. بنابراین به دلایل ذکر شده و مهمتر از آنها جایگاه و موقعیتش در بین مردم، در تمامی تحولات شهر پس از پیروزی انقلاب نقش موثر داشتند.
*در انتخابات مجلس خبرگان داوطلب نبودند؟
بله و اصناف و گروه هایی هم از ایشان حمایت کردند.
* منش و رفتار ایشان با وجود این مسولیتها چگونه بود؟
به گفته شاهدان و نزدیکان حجتالاسلام و المسلمین احمدی نهایت سعی را داشت به خاطر امام جمعه و یا نماینده مجلس بودن، زندگیاش با دیگران متفاوت نباشد. در همان دوره اول مجلس مجبور شد وامهایی از چند صندوق قرضالحسنه بگیرد. مرحوم احمدی یک عمر با مناعت طبع و آزادگی زندگی کرد. دوره نمایندگی را با کمال سادگی گذراند. رفت و آمد او از اصفهان به تهران در اکثر اوقات با اتوبوسهای عمومی و بدون همراه صورت میگرفت. وی در طول دوران نمایندگی در کمیسیون رسیدگی به سؤالات فعالیت داشت و نطقهای برخاسته از بینش انقلابی ایشان در اذهان مردم جایی دارد. استقلال رأی و آزاداندیشی آن مرحوم، اجتناب از مصلحتاندیشی و تملقگویی، صراحت لهجه و حقگوئی، انتقاد خیرخواهانه از همه بخشهای انقلاب و نظام، پرهیز از رفیقبازی و ملاحظات دنیایی از ویژگیهای او بود، و همین خصایص از مرحوم حجتالاسلام و المسلمین احمدی چهرهای محبوب و مردمی ساخت.
* سرانجام وی چه شد؟
در سال 1377 بر اثر سکته مغزی و بیحسّی بعضی از اندامها، به مدت پنج سال خانهنشین شدند. از آن به بعد فعالیت ایشان بسیار محدود شد و تنها چندبار در روزهای قدس و مناسبتهای دیگر به سختی به اقامه نماز جمعه پرداختند. البته امامان موقت جمعه و مسئوولان از راهنماییها و مشورتهای وی در این ایام برخوردار بودند.
ایشان سرانجام در بعداز ظهر روز دوشنبه 10 / 6 / 1382 مقارن با پنجم رجب 1424 هجری در سن 70 سالگی در بیمارستان الزهرای(س) اصفهان در گذشت. پیکر آن مرحوم در روز پنجشنبه 13 / 6 / 82 ابتدا از مسجد حکیم اصفهان با حضور علما و اقشار مختلف مردم استان اصفهان، پس از اقامه نماز توسط حضرت آیتالله حسین مظاهری رئیس حوزه علمیه اصفهان، تشییع و سپس به زادگاهش منتقل شد. در خمینیشهر نیز مراسم تشییع از ابتدای شهر در یک مسیر طولانی تا مصلای نماز جمعه با حضور گسترده مردم که با اعلام عزام عمومی و سیاهپوشی شهر مردم به خیابانها ریخته بودند، به انجام رسید. سپس پیکر ایشان در جوار امامزاده سیدمحمد و در کنار گلزار شهدای سیدمحمد به خاک سپرده شد.
مراسم ترحیم آن مرحوم نیز از سوی شخصیتها، مساجد و هیأت مذهبی به مدت ده روز صبح و عصر و بعد از نماز مغرب و عشاء در مناطق مختلف اصفهان، خمینیشهر و کاشان برگزار گردید.
پی نوشت
1- سید حسین شبیری یکی از مبارزان آن دوران میگوید: به خاطر دارم زمانی که آقای احمدی به سقز تبعید شده بودند با آقای هاشم بوذری و مرحوم نعمت جورکش از فعالان ضد رژیم هم محلی، به دیدارش در سقز رفتیم. خاطره جالب از آن سفر اینکه در آن ایام آقای احمدی دارای فرزندی شده بود که اسمش را روحاله گذاشته بود. و نیروهای ساواک به وی فشار آورده بودند که اسمش را تغییر بدهد و ابشان زیر بار نمیرفت.