تحولات پس از کودتای آمریکایی 28 مرداد 1332، نگاه مبارزان، میهن دوستان و طبقه متوسط سنتی را نسبت به اوضاع سياسی تغییر داد که نتیجه مهم آن گرايش به سمت مذهب به عنوان راه نجات از تسلط بیگانگان و رسیدن به استقلال و آزادی بود. به تدریج طی دهه‏های 1330 و 1340 بين بازاریان، طبقه متوسط جديد، روحانيون و دانشگاهیان پیوندی به وجود آمد که نتيجه آن تحولات و جنبش ‏هايی اجتماعي بود كه رويكرد مذهبی داشتند. تجلی این رویکرد در دانشگاه‏ها تشکیل انجمن ‏های اسلامی و در حوزه ها ترویج افکار آیت‏اله خمینی(ره) و روحانیون همفکر وی توسط طلاب جوان بود. نقطه عطف این حرکت ها، قیام 15 خرداد به رهبری وی بود.

در دی ۱۳۴۱ پس از انحلال مجلس شورای ملی «انقلاب سفید» یا «انقلاب شاه و میهن» توسط محمد رضا شاه اعلام و طی یک همه‌پرسی تصویب شد. این طرح، با مخالفت‌هایی از سوی محافل مذهبی، و جبهه ملی روبرو گردید. یکی از مهم‌ترین مخالفان برنامه مذکور آیت‏اله روح‌الله خمینی بود، وی به انتقاد از لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی و نفوذ آمریکا در ایران پرداخت. به دنبال این مخالفت‏ها آیت‏اله بازداشت شد که واکنش‏هایی را در خرداد ۱۳۴۲ در شهرهای بزرگ ایران به دنبال داشت. این اعتراضات با سرکوب عوامل رژیم روبرو گردید. یکی از خونین‏ترین این سرکوب‏ها در ۱۵ خرداد رخ داد. این حوادث در منطقه اصفهان و شهرهای همایون‏شهر و نجف ‏آباد نیز واکنش‏ هایی را به دنبال داشت.

براساس اسناد در سده پس از سرکوبی تظاهرات 15 خرداد 1342، شهر ملتهب و نیروهی نظامی در گوشه و کنار حضور پیداکردند و همزمان برخی از روحانیون مانند سیدیحیی مرتضوی با حضور در مساجد، سخنرانی و نصب اعلامیه‏ های دست نویس مردم را به واکنش در مقابل رژیم دعوت ‏کردند.

به دنبال آن عده ‏ای از کسبه دکان‏های خود را بسته و اوضاع شهر متشنج شد و افرادی نیز دسته جمعی در حمایت از مرجع خود به اصفهان رفتند. در واکنشی جمعی در اعتراض به اقدامات رژیم حدود صد نفر از روحانیون سراسر کشور به تهران مهاجرت کردند. آیت‌الله حاج شیخ عبدالجواد جبل عاملی و آیت‌الله عطاء‌الله اشرفی از علمای مهاجر بودند.

گزارشات ساواک نشان می‏دهد پس از فروکش کردن اوضاع تا قبل از آزادی آیت‏اله در فروردین 1343 همچنان اعتراضات توسط روحانیون منطقه به اشکال مختلف وجود داشته است و برخی از آنها مانند سید یحیی مرتضوی و سیدمحمد احمدی فروشانی دستگیر شدند. همزمان روحانیون دیگر مانند حاج آقا جمال صهری سدهی و سیدعلی ابطحی در منابر به نحوی اعتراض خود را بیان داشتند.

یکی از پسآمدهای حوادث 1342، تحریم انتخابات مجلس بیست و یکم شورای ملی بود که به خاطر آن شمار زیادی از مردم در این انتخابات شرکت نکردند، این شرایط در انتخابات حوزه ماربین هم اثر داشت. در نتیجه در انتخابات مهر 1342 بیشتر از سه هزار نفر در حوزه ماربین پای صندوق‏های رای نرفتند. اعتراضات به ادامه بازداشت رهبر نهضت به اشکال مختلف همچنان ادامه داشت تا چند ماه بعد آیت‏اله ‏ آزادی و به قم باز‏گشت. این اتفاق موجی از شادی و جشن و چراغانی در شهرهای بزرگ و برخی شهرهای کوچک مانند همایون‏شهر را به دنبال داشت. به همین منظور جشنی توسط هیأت مهدویه سده برگزار شد که درآن طبقات مختلف مردم شرکت کردند. تعدادی از روحانیون و اهالی نیز برای شرکت در جشن به قم رفتند. همزمان سيد جمال صهرى سدهى، حاج‏آقا مصطفى ابطحى، سيد يحيى مرتضوى از وعاظ ممنوع المنبر شدند.

پس از تبعید آیت ‏اله اعتراضات همچنان به اشکال مختلف ادامه داشت. در حرکتی 122 نفر از طلاب اصفهانی حوزه علمیه قم در 26 اسفند 1343 طی نامه‌ای به امیرعباس هویدا، نخست‌وزیر وقت حکومت پهلوی، نسبت به تداوم تبعید آیت ‏اله در ترکیه اعتراض کردند، روحانیون همایون‏شهری، سیدتقی ‌درچه، محمدحسین ‌املائی، سیدمحمد احمدی، مرتضی‌ باقری از جمله امضا کنندگان این نامه بودند.

در نامه مذکور که رونوشتی از آن هم برای دیوان عالی کشور فرستاده شد، آمده: «دیر زمانی است که هیئت حاکمه ایران در این مملکت مذهبی دست به عملیاتی زده که مخالف قوانین مقدسه اسلام می‌باشد و روز‌ به روز ملت را نسبت به هیئت حاکمه خشمگین‌تر و فاصله عمیقی بین ملت و دولت ایجاد نموده است ......»

آیت ‏الله خمینی در بین طلاب جوان منطقه طرفداران سرسختی داشت، یکی از آنان محمدحسین ‌املائی بود که تحت تعقیب ساواک بود. او که در جریان اعتراضات زندانی شده بود، بعد از آزادی در سال 1345 به‌ صورت قاچاقی، از طریق آبادان، راهی عراق شد، و نزد آیت اله خمینی رفت تا در 12 بهمن 1357 همراه آیت‏اله به کشور برگشت. چهار ماه بعد از بازگشت به وطن در 15 اردیبهشت 1358 بر اثر تصادف در جاده تهران قم در‏گذشت.