نقل از کتاب راویان ماربین جلد ششم، نگارش محمدعلی شاهین
اشاره: مدت کوتاهی پس از حمله صدام به ایران خیل عظیمی از ساکنان شهرهای محاصره شده و در معرض خطر، خانه و کاشانه خود را رها و آواره شهرهای امن شدند. تعدادی از این آورگان معروف به جنگ زده ها به خمینی شهر آمدند. این افراد که غالبا تمام وسایل زندگی خود را رها کرده بودند، نیاز به مسکن و دیگر مایحتاج زندگی داشتند. در چنین شرایطی مردم شهر با پیشرانی عده ای از فعالان دوران انقلاب، ستاد مردمی جنگ زده ها را در همان ماه اول شروع جنگ تشکیل دادند. در سال ۱۳۶۰به دستور شهید محمدعلی رجایی، نخستوزیر وقت، بنیادی تحت عنوان «بنیاد جنگزدگان» تاسیس شد. این بنیاد پس از تشکیل، در وزارت کشور مستقر و مهندس مصطفی میرسلیم به ریاست آن انتخاب گردید. پس از مدتی اساسنامه آن به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. در گفتگوهای انجام شده با فعالان کمک به پناه جویان جنگی در شهر سعی شده شرایط آنروز به عنوان گوشه ای از تاریخ شهر ترسیم شود.
گفتگوی اول:
راوی: وهاب جامی
تولد: 1326
تاریخ گفتگو: اسفد 1401
محورهای گفتگو: حضور آوارگان جنگ در شهر، تشکیل کمیته مردمی حمایت از آنها، مشکلات جنگ زده ها و نقش مردم و نهادها در رفع نیازهای مهاجران جنگ
*.چه شد که به فکر کمک به مهاجرین جنگ تحمیلی افتادید؟
در ابتدای جنگ همراه شهید محمد قورچانی در مناطق جنگی خوزستان حضور داشتم. دشمن دایم به شهرها به خصوص دزفول حمله می کرد و هر روز عده ای از ساکنان راهی شهرهای مرکزی می شدند. شهید قورچانی معتقد بود صدام با این کار می خواهد جنگ را به درون کشور بکشد. به من گفت به خمینی شهر برگرد و ستادی برای کمک به جنگ زده ها تشکیل بده.
*.وشما اینکار را کردید؟
بله به شهر برگشتم و به کمک عده ای این ستاد را تشکیل دادم. کمی بعد فرماندار وقت آقای نیلیپور فرستاد دنبال من و گفت این ستاد در کمیته امداد امام(قدسُ سره) تشکیل شده و شما هم با آنها همکاری کن و این شد که فعالیتمان را تو کمیته شروع کردیم.
*.ساختمان کمیته امداد کجا بود؟
در محل متروکه بانک صادرات واقع در خیابان امام شمالی.
*. چه خدماتی به پناه جویان می دادید؟
خوشبختانه خیلی کارها شد. مراکز زیادی را برای اسکان آوارگان شناسایی کردیم که تعدادی از آنها ساختمانهای داخل باغات بود.
*.این باغات در کدام مناطق واقع بودند؟
باغات نزدیک کرتمان و تو جاده نجف آباد
*.در داخل شهر چی؟
یک مجتمع تجاری دو طبقه در اول ورنوسفادران بود که اطاق زیاد داشت و تعدادی از خانواده ها آنجا اسکان داده شدند. اطاق هایی در خانه هایی هم بود که مردم با شرط همراه نبودن مرد در اختیارمان می گذاشتند.
*.تو دانشگاه ها چطور؟
بله دانشگاه صنعتی و پیام نور هم دستمان بود.
*.افرادی که تو باغ ها و خانه ها اسکان داده می شدند چگونه کمک رسانی می شدند؟
توسط نیروهایی کمیته امداد امام که معمولا از جنگ زده ها بودند، و حقوق هم می گرفتند. ولی مامورین تحقیق از افراد داوطلب محلی بودند.
*.نیروهای محلی را چگونه تامین می کردید؟
نیروهای محلی اکثرا آموزش و پرورشی بودند و خودشان داوطلب خدمت بودند. هر مجموعه ای یک مامور تحقیق داشت که به آنها رسیدگی می کردند.
*. مواد غذایی مستقیم به آنها داده می شد یا اینکه کمک هایی نقدی بود؟
هر دو بود. تعدادی از آنها کارمند بودند، یا درآمد داشتند. مواد غذایی را به قیمت دولتی به آنها می دادیم. برای همه کارت صادر شده بود و ماهانه با دادن پول سهمیه خود را دریافت می کردند. اگر کسی راه به جایی نداشت به آنها ماهانه سهمیه مواد غذایی مانند برنج و نخود و لوبیا به میزان معینی داده می شد.
*.بقیه مایحتاج زندگیشان را چگونه تامین می کردید؟
ماهانه مبلغی به آنها می دادیم ضمن اینکه سعی می کردیم برایشان کار مثلا با معرفی به کارگاه ها ایجاد کنیم.
*.خاطره ای از آن دوران دارید؟
یک بار تو کمیته امداد امام بودم دیدم یک جوانی کناری ایستاده فقط نگاه می کند. شلوغ بود فکر کردم می خواهد خلوت شود بعد بیاد جلو، چند بار نگاهش کردم، چیزی نگفت. صدایش زدم گفتم کاری داری؟ گفت دنبال خانواده ام می گردم. همه جا را گشتم دیدم خانواده اش تو خانه آقای زمانی ساکن هستند.
*.آقای زمانی؟
یک خانم از جنگ زده ها با هفت بچه، در حالی که شوهرش در منطقه جنگی مانده بود به شهرما آمده بود و به دنبال مکانی برای اسکان می گشت. فردی به نام خانوادگی زمانی که تو خیابان امیر کبیر ساکن بود پذیرفت آنها را اسکان دهد به شرطی که مرد همراه آنها نباشد. خانواده آن جوان آنجا بود. بعد همان جوان رفت جبهه و تو جبهه دو مرتبه زخمی شد و مدتی هم تو بیمارستان ساعی بستری شد.
*.چه مدت در کمیته امداد فعال بودید؟
حدود دو سال
*.تا کی کمیته های کمک رسانی فعال بودند؟
من تا پایان سال 1361 بودم و بعدش هم آقای نکویی مهر آمد.
گفتگوی دوم:
راویان: جمیله کاملی، یداله آقابابایی
*.جنگ زده ها از چه استان هایی بودند؟
از چهار استاني كه تحت اشغال و یا زير آتش دشمن قرار داشتند. البته استان ايلام نسبت به دیگر استانها کمتر مهاجر داشت.
*.ترکیب آوارگانی که به خمینی شهر آمدند، به چه شکل بود؟
به لحاظ موطن اصلی بیشتر از خوزستان و شهرهای آبادان، خرمشهر و دزفول بودند. تعدادی از این افراد کسانی بودند که سالها قبل برای کسب و کار به خوزستان رفته و در آنجا زندگی می کردند و در شرایط جنگی به موطن اصلی خود بر می گشتند ولی تعدادی به کل با شهر غریبه بودند.
*.برخورد مردم محلی با این پناه جویان چگونه بود؟
مردم شهر به ناگاه با یک پدیده ناآشنا روبرو شده بودند. عمده مردم سعی می کردند به آنها کمک کنند و تعداد کمی به دلیل ناآشنایی با شرایط شهرهای جنگی، نیز فکر می کردند آنان باید در شهر خود می ماندند و مقاومت می کردند.
*.فرهنگ جنگ زده ها و مردم بومی در آن مقطع تفاوت های داشت، آیا این اختلاف فرهنگ ها مشکلی ایجاد نمی کرد؟
گاه مسایلی ایجاد می شد و مشکلاتی بروز می کرد ولی در مجموع خیلی حاد و درد سرساز نبودند.
*.کمک های مردمی به چه شکل بود؟
اسکان حتی در اطاق هایی از خانه شخصی، پیدا کردن مکانی برای اسکان آنها، تهیه لوازم زندگی برای آنها و دیگر نیازمندیها. در این میان تعدادی از مبارزان دوران انقلاب مانند شهید محمد قورچانی به شکل خودجوش ستادهای مردمی برای کمک به آنها تشکیل دادند.
*.مدیریت کلی جنگزدهها به عهده چه سازمانی بود؟
به عهدة استانداری اصفهان بود، آنها ستادی برای اسکان و رفع نیازهای آورگان تشکیل دادند. فرمانداری هایی که جنگ زدگان در شهرستان آنها حضور داشتند هم شعبه ستاد را در شهر خود داشتند.
*.چه نهادها و سازمان هایی با این ستاد همکاری می کردند؟
کمیته امداد امام خمینی(قدس سره)، سپاه پاسداران، جهاد سازندگی، شوراهای محلی و افراد داوطلب و خیرخواه.
*.جنگ زده ها در چه مناطقی اسکان داده می شدند؟
همانطور که پیشتر گفته شد تعدادی از آنها اصالتا بومی بودند که یا در خانه های خود و یا در منازل اقوام ساکن شدند. بعضی هم در خانههای سازمانی دولت اسکان یافتند ولی بسیاری از جنگزدههای جنوب که به اصفهان انتقال داده شده بودند در دانشگاه صنعتی اسکان یافتند.
*.چرا دانشگاه صنعتی؟
به دو دلیل یکی اینکه آنزمان دانشگاه ها تعطیل بود و دوم اینکه گنجایش و ظرفیت زیادی برای اسکان داشت.
*.حفظ و حراست و امنيت و امور فرهنگی این خیل عظیم جنگ زده در دانشگاه بر عهده چه نهادی بود؟
این مأموريت به عهده سپاه خمینیشهر گذاشته شد که، نيروی زيادی را می طلبيد، زیرا جنگزدهها و مسائل آنها در آن شرایط واقعاً مشکلی بر مشکلات کشور افزوده بود.
*.اقدامات سپاه خمینی شهر در رابطه با جنگ زده ها محدود به خود خمینی شهر بود و یا اینکه در مناطق دیگری هم فعال بود؟
سپاه خمینیشهر علاوه بر حل مشکلات جنگزده ها شهرستان خود، در استان ایلام در کنار مأموریت های جنگی، به جنگزدهها هم کمک می كرد.
*.مشخصا کجا و چگونه؟
حسين مؤذني، پسر عموی شهيدان رضا و حميد مؤذنی، از طرف كميتة امداد امام اصفهان، در ايلام مستقر شده بود. وی چند سالی هم مسئول بنياد شهيد خمینیشهر بود. ایشان از سپاه خمینیشهر درخواست نيرو کرد تا در خدمت جنگزدههای باقیمانده در روستاها باشند و امكانات و كمكهای مردمی را در روستاها توزیع کنند. آبرسانی به عهده جهاد و توزیع غذا و درمان هم به عهده کمیتة امداد بود. داوطلبان و افرادی از سپاه خمینی شهر به صورت گمنام خدمات بزرگی در این منطقه انجام دادند که اطلاعات زیادی از آن منتشر نشده است.
*.جهاد سازندگی خمینی شهر در این خصوص چه نقشی داشت؟
جهاد سازندگی از همان ابتدای حضور جنگ زدگان وارد عمل شد و به شکل فعالی به رفع مشکلات آنها میپرداخت.
*.جهاد برنامه خاصی برای سازماندهی کمک به آنها داشت؟
بله آنها را شناسایی می کرد و برایشان کارت ویژه ای صادر می نمود.
*.چه اطلاعاتی روی این کارت ها درج می شد؟
اطلاعاتی شخصی شامل موطن اصلی، تعداد نفرات، وضعیت اسکان و نیازها روی کارت درج می شد تا بر اساس اطلاعات مندرج نیازها برآورده شود.
*.کمک ها شامل چه اقلامی می شد؟
مواد غذایی، لباس، رختخواب و ظروف. این اقلام بسته بندی میشد و براساس کارت صادر شده تقسیم می گردید. گاهی حتی برای زن های باردارشان هم اقلامی تحویل می شد.
*.این مواد و وسایل از چه طریقی تهیه می شد؟
خیلی وقت ها تجّار به صورت عمده کمک می کردند، یک بخشش هم از پول هایی اهدایی در نماز جمعه، تهیه می شد.
*.مکانی خاصی برای مراجعه جنگ زده ها و دریافت کمک ها داشتید؟
در آن زمان در خیابان امام شمالی یک ساختمان متروکه بانک بود. کارهای مربوط به جنگ زدگان آنجا انجام می گرفت.