نقل از کتاب مروری بر تاریخ سده و همایونشهر، محمدعلی شاهین
با انتشار خبر شروع جنگ در غرب در سال 1317 که بعدا به جنگ جهانی دوم معروف و تا سال 1323 به طول انجامید در ایران از جمله منطقه اصفهان احتکار و گران فروشی کالا شروع شد. مرور اخبار روزنامه های آن دوران نشان میدهد روزنامه نگاران به رفتار فرصت طلبان اعتراض کرده و درخواست مقابله با آنها را داشتند. با گسترش دامنه جنگ و رسیدن آن به ایران و بی ثباتی در کشور شرایط روز به روز بدتر و تعداد بیکاران و نیازمندان که تحت عنوان بینوایان شناخته میشدند، افزایش یافت. تعدادی از سربازان که در درگیریها مجروح شده بودند به شهرهای خود از جمله سده برگشتند و بهداریها و بیمارستانها که آنروزها در اختیار شهرداریها بودند دچار کمبود بودجه و امکانات شدند به شکلی که مجبور شدند بارها درخواست افزایش بودجه و امکانات کنند. از سال 1320 به دلیل شرایط خاص، تعداد بیکاران، مستمندان و بیماران در کشور، اصفهان و سده افزایش یافته و برخی از کالاهای اساسی کمیاب و جیره بندی شد و همزمان روشهایی برای مقابله با بحران موجود اتخاذ گردید. اسناد منطقه نشان میدهد برای بهبود شرایط موجود طرحها و راه کارهای مختلفی پیشنهاد و اجرا شده است. تشکیل انجمنهای خیریه جهت مساعدت با بینوایان، دریافت عوارض از اجناسی مانند قند و شکر و دخانیات توسط شهرداریها از جمله شهرداری سده، لغو جشنهای حکومتی، فراخواندن و تشویق شرکتها و افراد متمول برای پرداخت اعانه و کمک به بینوایان، تشکیل نوانخانه، درخواست سهمیه ارزاق عمومی برای بینوایان و تشکیل کمیسیون عطیه ملوکانه از جمله این اقدامات است.
جیره بندی
یکی از اقدامات مقابلهای در این دوران تهیه آمار ساکنان شهرها از جمله در سده و صدور کالا برگ برای هر خانواده بوده تا بتوانند اجناسی را طبق سهمیه دریافت کنند.
تشکیل انجمن های خیریه
از سوی حکومت اصفهان تشکیل انجمنهای خیریه جهت مساعدت با بینوایان در اصفهان در سال 1321 پیشنهاد و پیگیری شد. رد پای تشکیل کمسیون بینوایان را در همین دهه میتوان یافت که در برخی نواحی از جمله سده تشکیل گردید تا مشکلات معیشتی و شغلی را چاره اندیشی کند. کمسیون مذکور، خیریه ای نیمه دولتی و نیمه مردمی بود. این کمسیون افراد با نفوذ و برخوردار هر محل را به عضویت خود درآورده و از منابع درآمدی برای سه محل سده سهمیه مشخصی معین میکرد. ریاست این کمسیون را بخشدار بر عهده داشت.
بعدها با عادی شدن نسبی شرایط اقتصادی این کمسیون مبالغی برای ساخت مدارس در دهه های 1330 و 1340 کمک کرده است. از جمله کمک های کمسیون مذکور به کارهای عمرانی پرداخت مبلغ 20 هزار تومان از درآمد سهمیه ورنوسفادران جهت ساخت مدرسه ای در شمال ورنوسفادران و مبالغی برای ساخت مدرسه امینی در فروشان است. این کمسیون همچنین ساختمان خود در محوطه دبیرستان صائب را برای توسعه آموزشگاه مذکور و دبستان کهندژ و میر در خیابان فعلی بوعلی در اختیار فرهنگ قرار داد.
معضل کمبود نان
یکی از مشکلاتی که در شرایط جنگی بروز مکرد کمبود آرد و نان و گرانی و قاچاق گندم و آرد بوده است. اسناد مرکز اسناد اصفهان نشان میدهد آرد از قصبات سده قاچاق می شده و بر سر قیمت نان در برخی آبادی ها در گیری هایی به وجود میآید. از طرف دیگر حکومت اصفهان میکوشد تا آرد لازم را برای سده تهیه و بر قیمت نان نظارت کند.
معضل بیکاری
معضل دیگر بیکاری بوده که گریبان مردم منطقه را میگیرد به شکلی که تعدادی مجبور به ترک دیار خود و مهاجرت به شهرهایی مانند اهواز و آبادان و مرکز کشور میشوند. منطقه رواج یافته و تعدادی در جستجوی کار راهی شهرهای دیگر مانند تهران، خوزستان و حتی کشورهای همجوار شدند. یکی از این افراد مرحوم رحمان داورپناه پدر محمد تقی داورپناه خیر مدرسه ساز کشوری بود که همراه فرزندانش به تهران رفت. شرایط آنروز حاکم بر سده را در خاطرات آنها میتوان دریافت. در این شرایط دستور ممنوعیت مهاجرت اهالی سده برای یافتن کار در شهرهای دیگر صادر شد. البته برخی از خیر اندیشان کوشیدند تا در محل برای بیکاران شغل ایحاد کنند به همین منظور در مسجد زاغآباد با کمکهای مردمی چند دستگاه بافندگی برای ایجاد شغل برای بیکاران راه اندازی میشود که البته نمیتوانسته کفاف کار را بدهد.
معضل گرسنگی
در این دهه بیکاری و گرانی ارزاق و کمبود کالا سبب افزایش بینوایان شد به گونهای که حتی عدهای نمیتوانند شکم خود را پر کنند، و بنابراین فقر به معضلی برای جامعه تبدیل شد. در این شرایط برای حل معضل، عده ای درخواست تاسیس نوانخانه توسط شهرداری سده را میدهند که البته شهرداری توان اجرای آنرا نداشته و طرح را رد کرده و بینوایان را به نوانخانه اصفهان حواله میدهد. نوانخانه (به انگلیسی: Soup kitchen)، جایی است که در آن به گرسنگان غذای ارزان یا رایگان داده میشود. تشکیل نوانخانه در کشورهای غربی رایج و افرادی از سازمانهای داوطلبانه و یا گروههای اجتماعی در آنجا کار میکنند. با این وجود شهرداری ضمن تهیه دارو و درمان بینوایان و نگهداری آنها گاه و بیگاه بین بینوایان خاکه زغال توزیع میکرد البته شهرداریها از جمله در سده برای تهیه هزینهها مجوز اخذ عوارض از قند و شکر داشتهاند. این شرایط حتی تا سال 1337 هم ادامه داشته است.
منابع:
زبان اسناد جلد اول، اسناد کمک به بینوایان و مستمندان، محمدعلی شاهین
سالنامه فرهنگ همایونشهر سال 1339 ص 78.
روزنامه اخگر اصفهان سال 1317 و 1318.
کتاب سرزمین مهر، فصل اول، محمدعلی شاهین.
.........................