نقل از کتاب مروری بر تاریخ سده و همایونشهر، محمدعلی شاهین
پیش از این در مطلب «بلدیه و معضلات بهداشتی سده» عنوان شد در اوایل قرن 14 نداشتن بیمارستان، بیماریهای ساری(واگیردار)، مانند کچلی و اسهال، آلودگی آب، بهداشتی نبودن حمام ها، بیماریهای مشترک دام و انسان به دلیل همجواری، آلودگی ناشی از فعالیت دباغها و زهتابها از مشکلات و تهدید کنندههای سلامت مردم منطقه بودند. در چنین شرایطی بلدیه و صحیه وظیفه امور بهداشتی مردم و شهر را به عهده داشته اند.
صحیه نهاد مسوول سلامت مردم از بدو تاسیس در اصفهان با مسایل متعددی از جمله سطح پایین بهداشت عمومی، اماکن، حمام ها، بیماریهای واگیردار، کمبود بودجه، طبیب، پرستار و اماکن و سازماندهی نامناسب روبرو بوده است. گزارشات متعددی از ناتوانی صحیه اصفهان و سطح پایین بهداشت شهر اصفهان در سالهای 1307 تا 1310 در نشریات آنزمان اصفهان چاپ شده است. یکی ازآنها مشاهدات یک سیاح از وفور بیماری در اصفهان و پاسخگو نبودن اداره صحیه اصفهان است که انتقاد روزنامهها از نابسامانی اداره مذکور را به دنبال داشته است. در همین دوران گزارشات متعددی از کثیفی حمامهای اصفهان هم منتشر میشده است. در آبان 1308 دستور صحیه کل مملکتی مبنی بر آبله کوبی تمام دانشآموزان مدارس اصفهان صادر و شروع می شود و از سوی دیگر بیماریهای مسری گاه و بیگاه شایع میشوند. در اوایل سال ۱۳۰۹ تیفویید در مریضخانه نسوان مرسلین اصفهان طغیان و دو پرستار جوان را به کام مرگ میکشد. در بهمن 1312 به دلیل نقش خزانه حمام های اصفهان و بلوک آن در انتقال بیماریهای ساریه از جمله کچلی صحیه به حمام اداران اخطار میدهد که تا اول سال دوش در حمام خود بگذارند.
در آبادیهای ماربین و سده نیز شرایط به همین شکل بوده است و در چنین شرایطی اداره صحیه سده در سال 1311 در درمحکمه گشایش مییابد. این اداره در بلوک ماربین با مشکلات متعددی که در صدر آنها بیماریهای واگیردار مانند آبله بوده از همان ابتدا روبرو بوده است ولی برای مقابله با آنها امکانات چندانی نداشته است به شکلی که اهالی سده در مهر سال 1311 برای دایر کردن پست آبله کوبی از صحیه کل مملکت درخواستی تنظیم میکنند که با آن موافقت میشود و یک پست آبلهکوبی با اعتبار ماهیانه ده تومان دوا برای فقرا در سده برقرار میشود. آبله کوبی در سالهای بعد توسط بلدیه هم صورت میگیرد، گرچه مدارک نشان دهنده مقاومت اهالی بعضی آبادیها در برابر تلقیح واکسن. میباشد، ولی این اقدام بهرحال انجام می شدهاست.
سندی ۱۵ برگی از سال ۱۳۱۴ حاکی از آن است که امراض مسری در روستاهای سده بدلیل آلودگی حمامها و تغسیل اموات در اماکن عمومی شیوع پیدا میکند. سند دیگری باعنوان شیوع امراض مسری در اردستان، لنجان و سده و اقدامات صحیه مربوط به همین سال وجود دارد.
اسناد نشان میدهد پس از شیوع بیماریهای واگیر دار در سال ۱۳۱۴ خطاب به کدخدایان سده درخصوص جلوگیری از ورود بیماران امراض مسری به حمامهای دستوراتی صادر میشود.
بر اساس خبری که در جراید آن زمان انتشار می یابد در شهریور 1315 مرض اسهال دموی در سده بروز پیدا کرده
و پای رئیس صحیه را به سده برای کنترل اوضاع میکشاند. این بیماری همان اسهال خونی است که امروزه به ندرت افراد را مبتلا میکند ولی آنروزها خطرناک و مسری بوده است.
شیوع کچلی بین دانشآموزان در سده را سندی با عنوان رسیدگی به مسئله کچلی مسری از سال 1315 نشان میدهد.
حصبه یکی دیگر از بیماریهای واگیردار بودهاست که گاه و بیگاه در منطقه جولان میداده است. سندی از سال ۱۳۱۷ بروز مرض حصبه در اصغرآباد سده را ثبت کرده است.
در سال ۱۳۲۰بیماری مالاریا در نصرآباد سده بعلت آلودگی کشتارگاه شایع میشود و در نتیجه کشتارگاه محل بسته و به به خارج از آبادی انتقال داده میشود.
از جمله بیماریهای دیگر که در سده سابقه شیوع داشته است تیفوس بوده و برای مقابله با آن دستور تعویض آب خزینههای حمامهای سده در سال 1322 صادر میشود.
در سال 1324 مالاریا در تمامی محلات سده به جان مردم میافتد، همچنین در بررسی سابقه شیوع بیماریها در محلات سده در سال ۱۳۲۹ به بیماری سیاه زخم بدلیل گوشت آلوده بر میخوریم.
اسناد دهه 1330 بخشداری ماربین نشان میدهد که در این دهه مردم با بیماریهای واگیردار از جمله مالاریا دست و پنجه نرم میکرده و حفظ بهداشت و ساخت حمامهای بهداشتی همچنان مسئله روز بوده است.
در تابستان 1344 شبه وبا در همایونشهر شایع شده و بیمارستان شهر با هجوم بیمارها با چندین برابر ظرفیت خود رو برو میشود. مسولین وقت تقاضای 200 پتو از اصفهان کرده و آنها را در راهروها پهن و بیمارها را بستری و سرمها را از میخها آویزان میکردند. همه پزشکهای شهر برای معالجه بیماران در بیمارستان مستقر میشوند و هر سه درمانگاه موجود آنزمان مجهز و دو مامور ژاندارمری درمیدان مرکزی استقرار و افراد عبوری را برای تزریق واکسن هدایت میکردند.
اداره صحیه که مدتی بعد از تاسیس به اداره بهداری تغییر نام داده بود پس از ساخته شدن بیمارستان سده یکی دو اطاق از بیمارستان مذکور را اجاره و در آن مستقر میشود و در اواخر دهه 1330 سومین مرکز آن در محلی روبروی بانک خون فعلی گشایش مییابد، اما همچنان بیمارستانها در اختار شهرداریها و شیر و خورشید بود. شهرداری سده پیوسته به بهداری از جمله در ساخت این سه مرکز کمک میکرده است.