نقل از کتاب راویان ماربین جلد سوم، نگارش محمدعلی شاهین

راویان: محترم قاسمی‏ متولد، 1319، رضا اعلایی متولد 1333، صادق سعیدی متولد 1334، مرتضی اشرفی متولد 1337،  نادعلی سعیدی متولد 1338

اشاره: در دهه اولیه قرن چهاردهم، ماه مبارک رمضان و آداب روزه داری حال و هوای متفاوتی با حال و هوای فعلی داشت چرا که بافت جامعه هم به لحاظ مشاغل و هم امکانات شهری و وسایل و لوازم در دسترس مردمان با آنچه اکنون در اختیار مردم است متفاوت بود.

در آن زمان‏ها ساکنین این دیار بیشتر به کشاورزی و دامداری مشغول بودند و محلات شهر هم به شکل کنونی به هم پیوسته نبود و حتی در بعضی آداب و رسوم با هم متفاوت بودند. گفتگوی تنظیم شده بر آن است تا با استفاده از اظهارات راویان که چند نفر آنها از فرزندان موذنین و مکبرین آن دوره هستند، رفتارهای اهالی را در ماه رمضان ثبت کند. 

براساس گفته‏ های راویان مهمترین دغدغه مردم در ایام ماه رمضان چه بوده است؟

اطلاع از اوقات شرعی مهمترین دغدغه مردم در ماه مبارک رمضان بوده است.

چرا؟

به دلایل متعدد از جمله در دسترس نبودن وسایل ارتباطی چون رادیو، مردم در اطلاع دقیق از اوقات شرعی در ماه مبارک دچار اشکال بودند.

در این شرایط مردم چگونه از وقت سحر و افطار با خبر می‏شدند؟

مردم در واقع متکی به اذان گوهای مساجد بودند. آنها خود را موظف می‏دانستند به ویژه هنگام سحر مردم محل خود را برای خوردن سحری بیدار و قبل از پایان یافتن مهلت خوردن سحری و فرا رسیدن اذان صبح آنها را از ممنوعیت خورد و خوراک با خبر سازند. بنابراین وظیفه سنگینی را به عهده داشتند.

آنها چگونه به این وظیفه خود عمل می‏کردند؟

در ایام ماه مبارک رمضان موذنان بالای گلدسته‏ های مساجد می‏رفتند تا مردم را از فرا رسیدن سحر مطلع کنند و قبل از فرا رسیدن پایان مهلت سحری خوردن، مسلمین را به نحوی از پایان موعد مطلع سازند.

به طور معمول چطور فرا رسیدن وقت سحر را به ساکنین اطراف مسجد اطلاع رسانی می‏ کردند؟

در هنگام سحر با خوش‏خوانی آرام آرام مومنین را از خواب بیدار می‏کردند. این اشعار حس خوبی در شنونده ایجاد می‏کرد به نحوی که بیدار شدن از خواب برایش راحت‏تر بود.

مثلا چه اشعاری می‏خواندند؟

بستگی به سطح سواد موذن داشت بیشتر اشعار و مطالبی از مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری را که جنبه عرفانی داشت خوش خوانی می‏کردند. مثلا می‏خواندند:

گفتی که تو را عذاب خواهم فرمود یا الله/ آن جا که تویی هستم یا رب، آن جا که تو نیستی تو را خواهم 

شب خیز که عاشقان به شب راز کنند / هرجا که دری بود به شب در بندند / اما در دوست را به شب باز کنند.1

بعد از این خوشخوانی تا وقت اذان صبح فاصله بود در این مدت موذن چه می کرد؟

مکبر پس از خوش‏خوانی از گلدسته پایین می‏آمد و به خانه بر می‏گشت و سحری می‏خورد و دو مرتبه راهی مسجد می‏شد تا اینبار بر فراز گلدسته به مردم محل هشدار دهد که اذان سحر نزدیک است و مهلت سحری خوردن تمام. پس چند بار با صدای بلند اعلام می‏کرد: «آب است و تریاق» (تریاک) به این معنی که دیگر حق خوردن هیچ چیز حتی آب را ندارید. بعد هم اذان صبح را می‏گفت و اگر نماز جماعت بود اهالی را برای بر‏پایی نماز به مسجد دعوت می‏کرد.

موذن‏ها از چه طریقی اوقات شرعی را متوجه می‏شدند؟

آنها بارها در طول شب از خواب بیدار می‏شدند تا از روی ستارگان فرا رسیدن سحر را متوجه شوند و آنگاه به مسجد می‏رفتند تا بر فراز گلدسته خوش‏خوانی کنند و مردم را از خواب بیدار نماید. علاوه بر موذنان برخی ساکنین محل که اصطلاحا خواب سبک‏تر بودند داوطلبانه با مطلع شدن از وقت سحر چراغ مرکبی به دست به درب منازل افرادی که خود متقاضی بودند می‏رفتند و آنها را با کوبیدن بر درب از خواب بیدار می‏کردند. 

پس از این دوره متناسب با تحولات جامعه تغییری در رویه مذکور به وجود نیامد؟ 

با ورود رادیو به شهر معدودی از ساکنین اقدام به خرید رادیو2 که آن روزها به اندازه تلویزیون 14 اینچ بود کردند و این پدیده تحولی در مطلع شدن دقیق تر از اوقات شرعی به وجود آورد رادیو وقت دقیق اذاب مغرب و عشا و صبح را اعلام می‏کرد و سحر و افطار برنامه خاص این ایام داشت. رادیو لحظه اذان را با صدای غرش توپ اعلام و سپس اذان خوش نوایی پخش می‏کرد هر خانه که رادیو داشت در این اوقات با گذاشتن آن در فضای آزاد و بلند کردن صدایش سعی می‏کرد فرا رسیدن افطار و سحر را به اطلاع همسایگان برساند. رادیو داران حتی این کار را ثواب می‏دانستند و با موذنین محل همکاری لازم را برای مطلع کردن آنها از وقت دقیق اوقات شرعی به عمل می‏آوردند.

پایان ماه رمضان و عید فطر را چگونه به اطلاع عموم می‏رساندند؟

در پایان ماه رمضان نزدیک غروب مردم سعی می‏کردند با رفتن بر پشت بام‏ها ماه را جستجو و رویت کنند. از سوی روحانیون محل افرادی به محلات دیگر و شهرهای اطراف از جمله اصفهان و نجف‏ آباد می‏رفتند تا خبری از دیدن ماه بیاورند. در صورت یافتن کوچکترین خبری از دیده شدن ماه به مسجد محل بر می‏گشتند و حالا نوبت موذن بود که بالای گلدسته مسجد برود و مردم را از رویت ماه با خبر کند. بعد از این اعلام مردم معمولا در مسجد محل تجمع می‏کردندو نماز عید هم صبح روز عید در مسجد محل خوانده می‏شد.

......................

1- ایرانیان در گذشته برای به موقع بیدار کردن مومنان از خواب در هنگام سحر ، تمهیدات گوناگون و زیبایی اندیشیده بودند در هر منطقه بسته به باورهای خاص قومی، قبیله‏ای و عرفی، بیدارسازی به شکلی زیبا صوت می‏پذیرفت. سحرخوانی یکی ازاین روش‏ها بود. این آوازخوانی در هر نقطه نام خاصی داشت؛ مناجات خوانی، مناجات سحری، سحرخوانی، شب خوانی رمضان و سحر آوازی برخی از این اسامی هستند. گاه این کار بر فراز گلدسته‏ها و گاه با حرکت در کوچه ‏ها انجام می‏شد. این افراد اذان که  نزدیک می‏شد ابیاتی را می‏خواندند که در پایان هر بیت آن یک صلوات بود و همین رمزی بود که مردم تازه بیدار شده را آگاه می‏کرد که دیگر وقت کمی ‏برای خوردن سحری دارند. به این کار "صلوات‏ خوانی" می‏گفتند.

2- رادیو اصفهان در بیستم دی‌ماه 1328 در اصفهان با روزانه یک ساعت برنامه آغاز به کارکرد. خانواده‌هایی که رادیو نداشتند، در خانه همسایه‌ها جمع می‌شدند 

در سال 1337 برنامه‌های رادیو اصفهان به‌روزی 7 ساعت، صبح و عصر افزایش یافت. بنابراین در پایان دهه 1330 و اوایل دهه 1340 رادیو وسیله جدیدی شد که برای تعیین وقت شرعی استفاده می‏کردند.