نقل از کتاب راویان ماربین جلد ششم، نگارش محمدعلی شاهین
راوی: محمدعلی سلطانی
ولادت: فروردین 1334
نام پدر: فتح الله
شغل: عکاس
محل سکونت: خمینی شهر
اشاره: عکاسان و فیلمبردان و خبرنگاران از فرادی هستند که با هنر و قلم خود از وقایع عکس و فیلم گرفته و گزارش مینویسند که حاصل زحمات آنها توسط تاریخ نویسان در تدوین تاریخ استفاده میشود، ضمن اینکه آثار آنها خود به عنوان سند در بسیاری از مواقع باقی میماند. آقای سلطانی از جمله کسانی است که در مقطع حساسی از تاریخ شهرمان با دوربین عکاسی و فیلمبرداری در این جهت گام برداشته است. گفتگو با وی به همین دلیل صورت گرفته است.
* چه شد که به عکاسی و فيلمبرداری علاقه مند شدید؟
از کودکی به هنر عکاسی و سینما علاقه زیادی داشتم. در دوره دبستان دوربین عکاسی داشتم و از هر کس و هر جا عکس میگرفتم. سینما زیاد میرفتم و فیلم زیاد میدیدم، همزمان کتابهای زیادی در این زمینه تهیه و مطالعه میکردم حتی درگوشه ای از منزل با تکه فیلمهای پاره شده ایکه در سینماها بدست می آوردم به کمک چراغ قوه و قرقره و... سینما درست کرده و از دوستانم و همکلاسی ها دعوت به دیدن آن میکردم.
* از چه سالی رسما عکاسی را شروع کردید؟
از سال 1349 نزد یکی از عکاسان به نام شهرمان آقای نورالله کریمیان به کار عکاسی پرداختم و در ادامه مدتی در تهران و مدتی نیز در اهواز به کسب تجربه پرداختم.
* و همزمان با دوربین فیلمبرداری هم کار میکردید؟
خیر چند سال بعد یعنی از سال 1355در اهواز با دوربین فیلمبرداری آشنا شدم و کار با آنرا یاد گرفتم. دوربین فیلمبرداری سوپر 8 میلیمتری تقریبا چیزی حدود دو سه برابر دوربینهای هندی کم فعلی بود و در دو نوع کاست فیلم بدون صدا (صامت) یعنی تصاویر بدون صدا ثبت میشد و بایستی صداگذاری شود. و کاست فیلم با صدا (ناطق) تصاویر همزمان با صدا فیلمبرداری میشد. کل مدت زمان فیلمبرداری یک کاست حدود 3 دقیقه بود و برای ادامه فیلمبردای میبایست کاست را تعویض کرد. پس از اتمام فیلمبرداری میبایست فیلمهای گرفته شده را جهت ظهور به آلمان یا یکی از دو کشور طرف قرارداد سازنده فیلم ارسال کرد.
* فراگیری هنر فیلمبرداری شما مصادف با اوج دوران انقلاب اسلامی بود، از هنر خودتان در ضبط حوادث این دوران بهره بردید؟
همزمان با ورود حضرت امام خمینی (ره) به میهن اقدام به خرید یک دستگاه دوربین فیلمبرداری سوپر 8 کردم و شروع کردم وقایع روزهای داغ انقلاب مانند مانورها، رژرهها، مراسم فرهنگی، راهپیمائی ها، و مراسم تشیع پیکرهای شهدا را فیلمبرداری کنم.
* از جبهه های دفاع مقدس هم فیلمبرداری کرده اید؟
در اردیبهشت ماه سال 1361 در عملیات آزادسازی خرمشهر و عملیات رمضان به عنوان عکاس و فیلمبردار در کنار رزمندگان غیور اسلام توفیق حضور داشتم و از این صحنهها فیلمبرداری میکردم.
* فیلمهای تهیه شده را در جایی نمایش میدادید؟
بله یک آپارات مخصوص پخش فیلم، خودم تهیه کردم و آن فیلمها را مکرراً در مساجد، پایگاههای بسیج محلات خمینیشهر و آبادیهای حومه برای عموم به معرض نمایش میگذاشتم.
* دوره خاصی هم برای فیلمبرداری گذراندید؟
زمستان سال 1363 یک دوره آموزش فیلمسازی و کارگردانی را در تهران گذراندم.
* دوره مذکور تاثیری در کار شما داشت؟
بله حاصل آن ساخت چند فیلم کوتاه در زمینه شهدا، جانبازان، نهضت سواد آموزی، امور فرهنگی و طنز با همکاری سپاه انقلاب اسلامی، بسیج، ارشاد اسلامی، انجمن سینمای جوان و امور جانبازان اصفهان بود که بعضا از سیمای جمهوری اسلامی نیز پخش گردید.
* عناوین فیلمهای کوتاه که فلیمبرداری و کارگردانی نمودهاید را میفرمایید؟
کلید، معلم ایثارگر، بخاطر برادرم، عروج
فیلم مستند: (راهیان نور) همراه با رزمندگان اسلام
فیلمبردار فیلم داستانی بلند: (همیشه قهرمان) به کارگردانی محسن دولتآبادی
نورپردازی تله تاتر (شب وداع) در رابطه با عروج ملکوتی حضرت امام خمینی (ره) به تهیه کنندگی صدا و سیمای مرکز شهرکرد و چند فیلم دیگر ...
* به نظر میرسد فیلمهایی که شما از این مقطع تاریخی تهیه نموده اید کمک موثری در مستند کردن این بخش تاریخ شهر کرده است همینطور است؟
فیلم و عکس هایی که از حوادت مختلف و نیز جبهه ها و رزمندگان شهرمان تهیه کردم را در اختیار کنگره و نیز برای برپایی یادوارهها قرار دادهام و آنها نیز برای ثبت آثار رزمندگان از آنها استفاده کرده اند. علاوه بر این تا چند سال اخیر نیز با سپاه، اداره ارشاد اسلامی، شهرداری، بهزیستی و کنگره یادواره شهدا همکاری داشته ام.
* هیچگاه در جشنوارها شرکت نمودید؟
بله در دومین جشنواره فیلم فجر در سال 1362 با دو فیلم راهیان نور و کلید شرکت نمودم. جالب اینکه همان سال، همزمان با جشنواره تهران در خمینی شهر هم اولین جشنواره فیلم گذاشته شد که فقط من شرکت کردم و لوح تقدیر هم گرفتم.
* فرد دیگری از همشهریان را میشناسید که در این دوران از صحنه ها فیلمبرداری کند؟
دوران انقلاب را اطلاع ندارم، ولی در زمان جنگ تحمیلی آقایی به نام جعفری از هرستان عضو سپاه پاسداران بود که فیلم میگرفت و آقای زاولانه زمان جنگ از تشیع جنازهها فیلم میگرفتتند.