نقل از کتاب راویان ماربین جلد اول، نگارش محمدعلی شاهین و لیلا پیمانی

راوی: اکبر شاهین

ولادت: 1327

شغل: کارمند بازنشسته بانک

محل سکونت: خمینی شهر، محله گاردر

تاریخ مصاحبه: اول مرداد1397

پرسشگر: محمدعلی شاهین

مکان مصاحبه: منزل مسکونی راوی

محور‏های گفتگو: فعالیت ‏ها‏ی علی‏‏ ا‏‏یران نژاد

یکی از افرادی که مجسمه ‏‏ای‏ از او در موزه مردم شناسی خمینی ‏شهر‏‏ قرار دارد، حاج ‏علی ‏‏ا‏‏یران نژاد است که مردم او را بیشتر به حاج‏ علی مقنی می‏شناسند، شما با او چه نسبتی دارید؟

حاج‏ علی پدر بزرگ من بود او سه دختر داشت که یکی از آنها مادر من بود.

چرا حاج‏ علی را بیشتر به عنوان حاج‏ علی مقنی می‏شناسند؟

حاج ‏علی مقنی‏گری می‏کرد و استعداد ویژه‏‏‏ اش‏ در‏‏این‏ حرفه از او یک کارشناس و صاحب نظر ساخت به گونه‏‏ای‏ که برای مالکانی مانند سرداراعظم کار می‏کرد او تعدادی مقنی زیر دستش داشت که حفر قنوات و لایروبی آنها را انجام میدادند. در واقع مالکین به او مراجعه و وی با کارگران و استاد کار‏های که در اختیار داشت کار‏ها را انجام میداد. همین موقعیت او سبب شده بود تا در محل نفوذ و قدرتی داشته باشد.

او از چه محلی بود؟

او زاغ آبادی بود ولی از محله گاردر همسر گزیده بود و خانه ‏‏‏اش‏ در همسایگی خانه محمد‏‏‏اشرفی دادستان استان حوالی جنب مسجد گلوله بود.

ظاهرا پدر بزرگ شما، هم در زمینه عمرانی و هم حزبی فعال بوده است؟

بله، بر اساس آنچه من از مادر و خاله‏ام شنیده‏ام ‏‏ایشان مرد فعال و با نفوذی بوده است. حاج‏علی ریاست حزب دمکرات سده را بر عهده داشته است و به همین دلیل با حزب توده رقیب بوده و گاه کشمکش‏ ها‏ی بین آنها به وجود می ‏آمده است.

از جریانات برخورد ‏‏این‏ دو حزب اسنادی موجود است، اما او به یک دلیل مهمتری در اذ‏هان مردم باقی مانده است و آن احداث ادامه خیابان ورنوسفادران است، در ‏‏موضوع اخیر شنیده‏ها‏ی شما در خانواده چه بوده است؟

پس از احداث چهار خیابان اصلی شهر خیابان ورنوسفادران در حوالی مخابرات فعلی به دلیل مخالفت مالکین و دلایل دیگر سال‏ها متو قف می‏شود تا ‏‏اینکه حاج‏علی به دلیل نیاز مردم و مسایلی که می‏بیند تصمیم به ادامه خیابان می‏گیرد. با حاج محمد ‏‏‏اشرفی که آن زمان دادستان اصفهان‏ بوده مشورت می‏کند و مردم را جمع کرده و تصمیم خود را با آنها در میان می‏گذارد و با مالکین صحبت کرده و سپس عده‏‏ای‏ را استخدام می‏کند تا با هزینه او با بیل و کلنگ مسیر را باز کنند. او هر روز عصر روی سکوی مسجد گاردر ‏‏ایستاده و مزد کارگران را پرداخت میکرده است.

به جز خیابان کشی در امور عمرانی دیگری هم فعال بوده است؟

بهرحال او از نفوذ خود استفاده می‏کرده و در خیلی کار‏ها پیشقدم بوده است. در کودکی از سالمندان محل شنیدم که در دهه 1310 که سیل تکیه گاردر را تخریب میکند برای بازسازی آن پیشقدم می‏شود. در زمانی که قرار بوده کارخانه برق در سده تاسیس شود نیز همین نقش را داشته است.

او در چه سالی فوت می‏کند و کجا به خاک سپرده شده است؟

پدر بزرگ در حدود 1275 خورشیدی متولد و در سال 1326 وفات یافته و آرامگاهش در قم قرار دارد.