نقل از راویان ماربین جلد دوم، محمدعلی شاهین

راویان: این متن با استفاده از روایات شاهدان و مطلعین متعدد چون علی زهتاب متولد 1306، شیخ علی صرامی ( 1398  1295)، حاج محمدعلی اعلایی، برادران طاهران و حسین عشقی و اسناد مرکز اسناد اصفهان و اخبار روزنامه اخگر اصفهان و کتاب تاریخ حرف، صنایع، تجارت استان اصفهان از دوره باستان تا انقلاب اسلامی، نگارش فریدون الهیاری و همکاران تنظیم شده است.

اشاره: سابقه استفاده ازپوست توسط انسان به 500 سال پیش از میلاد بر‏می‏گردد. تبدیل پوست به چرم و استفاده از پشم آن پیشرفت بعدی بود که انسان در این مسیربه آن دست یافت. از چرم و پوست استفاده‏های گوناگون ‏می‏شده و ‏می‏شود و مشاغل متعددی در ارتباط با تولید چرم و محصولات مختلف آن وجود داشته و دارد که یکی ازاصلی‏ترین آن‏ها دباغی است.

سابقه دباغی یا حد‏اقل رواج آن در سده تا آنجا که مشخص است به چه زمانی بر می‏گردد؟

بر پایه بعضی اظهارات و نیز شواهد در اوایل دوران قاجار این حرفه توسط افرادی همچون آقا علی‏اکبر ورنوسفادرانی در منطقه رونق یافت و به همین سبب هم نام خانوادگی دباغی برخاندان وی مانده است. به علاوه وجود مخروبه‏هایی از کارخانه‏های دباغی در نقاطی از شهر نشان از قدمت این حرفه دارد.

اسنادی که در ارتباط با این حرفه در منطقه سده و ماربین در دسترس است به چه زمانی بر‏ می‏گردد؟

از دوران قاجار و از سال‏های 1270 به بعد و نیز دوره پهلوی اول.

این اسناد حول چه موضوعاتی است؟

بیشتر تنظیم روابط صنفی و ایجاد نظم و انضباط و چهارچوب و قواعد است

‏می‏شود مروری بر این اسناد برای روشن شدن گوشه‏هایی از تاریخ مشاغل و روابط اجتماعی حاکم داشته باشیم؟

برطبق اسناد موجود در اصفهان دوران قاجار و پهلوی صنف دباغ به دو دسته عمده دباغ شهری و دباغ سدهی تقسیم ‏می‏شدند.

حوزه فعالیت این دباغان مشخص بوده‏است؟

بله حوزه فعالیت دباغان شهری مطابق قانون صنفی و معمول سنواتی، تمام قصبات شهر اصفهان، بلوک نصر‏آباد و کارلادان بلوک برز‏رود، بلوک جی و رنان بوده و سایر بلوکات اصفهان مربوط به دباغ سدهی ‏می‏شده است. طبق این تقسیم بندی دباغ شهری و دباغ سدهی حق تقاضای چرم و دخالت در سایر امور یکدیگر را نداشتند.

سند دیگری موجود است که تاکید بر این تقسیم بندی داشته باشد؟

بله سندی از سال 1281خورشیدی در همین ارتباط موجود است. این سند قراردادی شرعی است که بین دباغان اصفهان و دباغان سدهی بسته شده است. در سند مذکور محدوده کاری هر کدام از این دو دسته مشخص گردیده و تخلف از آن جرم شناخته شده است. 

این اسناد نشان دهنده نظم و ترتیب در این صنف است آیا در شرایط مختلف این توافق‏ها ملاک عمل قرار می‏گرفته است؟

بله در سندی مربوط به 1285 خورشیدی مربوط به قصابان ذکر شده که مجلس محترم ملی1 اصفهان تاکید کرده خریداران گوسفند و بز، پوست گوسفند و بز را که در اصفهان و چهار بلوک آن کشتار ‏می‏شوند به هیچ وجه از شهر خارج نکنند و به مصرف خود شهر برسانند. این سند در منزل ملک‏التجار2 تنظیم شده است و انجمن ایالتی3 اصفهان نیز بر آن صحه گذاشته است.

میتوان نتیجه گرفت که دباغان شهری با تکیه بر توافق‏های قبلی از حقوق خود دفاع کرده‏اند؟

بله همینطور است و دباغان سدهی هم از این رویه استفاده کرده‏اند مثلا رونق کار دباغان و چرم سازان باعث ‏می‏شد تا سایرین نیز به این شغل روی آورده و شاغلین به آن اعتراض کنند. سندی با مهر ظل‏السلطان4 موجود است که در جواب شکایت دباغان سدهی دستور داده شد که در سده بیشتر از 5 نفر دباغی نکنند و بقیه پوست‏های خود را به دباغ‏های شهری بدهند تا از عهده مالیات دیوان برآیند.

مگر صنف دباغان در آن زمان مالیات‏ هم می‏داده ‏است؟ 

بله هم این صنف وهم مشاغل وابسته به‏ آن مالیات پرداخت ‏می‏کرده‏اند.مدارک نشان ‏می‏دهد دباغان در دوره ناصرالدین شاه 75 تومان در سال مالیات ‏می‏داده‏اند.

به اصناف وابسته اشاره کردید، چه اصنافی از چرم در کارخود استفاده ‏می‏کردند 

اصناف دوره قاجار که ماده اولیه آن‏ها چرم بود عبارتند از: ارسی دوزان (نوعی کفش)، پاشنه سازان (تولید کنندگان پاشنه کفش)، ترکش‏دوزان، چر‏می‏دوزان، چکمه‏دوزان، رصاف سازان (گیوه دوزان) سراجان (دوزندگان اسباب زین اسب)، صحافان، ساغری دوزان (نوعی کفش). 

به این ترتیب تقاضا برای چرم بالا بوده است مشکلاتی هم به وجود ‏می‏آمده است؟

نیاز اصناف متعدد به چرم گاه موجب کمبود آن ‏می‏شده و همزمان دخالت غیرحرفه‏ای‏ها و صاحبان مشاغل دیگر و تجار روسی و دولتی‏ها موجب شکایات متعدد و درگیری‏هایی ‏می‏شده است.

دباغان در مقابل این مشکلات چه اقدا‏می‏‏می‏کرده‏اند؟

آنها سعی ‏می‏کرده‏اند با استناد به توافق‏های قبلی مانند توافق با انجمن ولایتی مبنی بر انحصار توزیع چرم توسط دباغان و انضباط بخشیدن به آن از حقوق خود دفاع کنند مثلا در سال 1301 از تولید روزانه 300 تخته پوست دباغی شده 100 عدد به صنف ارسی دوز، 50 عدد گیوه دوز و مابقی بین اصناف دیگر تقسیم ‏می‏شده‏است. در نهایت به دلیل ازدیاد شکایات در سال 1304 صنف چرم‏سازان و دباغان نمایندگانی برای تنظیم امور خود انتخاب می‏کنند.

دباغان سدهی هم برای خود نماینده‏ای داشته‏اند؟ 

بله سندی مربوط به سال 1306 نشان میدهد نماینده دباغان سده فردی به نام محمدابراهیم سرتیپی5 بوده است.

دباغی در سده در چه مناطقی انجام می‏گرفته است؟

دباغی نیاز به آب دارد و به همین دلیل شستن پوست‏ها در جوی گاردر و مادی اسفریز در منطقه میانجوی فروشان صورت می‏گرفته است.

هیچگاه اعتراض از سوی اهالی به این موضوع صورت نمی‏گرفته است؟

چرا این امر موجبات ناراحتی ساکنان را فراهم کرده و دستگاه‏های دولتی از جمله صحیه (بهداری و بهداشت) در صدد انتقال آنها از مناطق مسکونی بوده‏اند 

و اسنادی از این برخوردها موجود است؟

بله بر طبق این اسناد در اسفند سال 1305 از طرف دایره صحیه ولایتی اصفهان به اداره معارف دستور داده می‏شود یک نماینده مشخص و همراه نماینده حکومتی به سده رفته و وضعیت دباغی را درمحل بررسی و مکانی برای پوست‏شویی و دباغی مشخص کنند. این نمایندگان از آقا نورالله6 که صاحب نفوذ در فروشان بوده کمک می‏خواهند که دباغ‏ها را متقاعد به ساخت حوض و چاه مخصوص کند اما چند روز بعد آقا‏نورالله سرپیچی دباغ‏ها را به مامورین حکومت اعلام می‏کند به دنبال آن دستور حاظر شدن روسای دباغ‏های در اداره حکومتی در تاریخ 18 اردیبهشت 1306 صادر می‏شود که ظاهرا به تعهد دباغان برای فراهم نمودن شرایط در زمانی مشخص با پشتوانه تعهد آقا‏نورالله منجر می‏شود. سه سال بعد پس از انقضای زمان تعهد دباغ‏ها دستور قدغن کردن فعالیت آنها در حدود آب اسفریز صادر می‏شود. ولی آنها همچنان به کار خود ادامه می‏دهند و ساکنان همچنان به مسولین شکایت می‏کنند.

چرم در سده هم تولید ‏می‏شده و مصرف داخلی داشته است؟

بله و تولید کنندگان چرم در هنگام اجباری شدن نام خانوادگی صرام و صرا‏می ‏را به عنوان نام خانوادگی انتخاب ‏می‏کنند از این چرم‏ها برای تولید کفش و گیوه و در دوره‏های بعد تولید توپ استفاده ‏می‏شده‏ است.

پوست و چرم سده به خارج شهر و خارج کشور هم صادر ‏می‏شده است؟

بر طبق جدولی که در کتاب الاصفهان.آمده. محصولات صادراتی سده در فهرست امتعه صادره اصفهان در سال 1303 ده هزار من چرم سده به ارزش هشتاد هزارتومان بوده است. همچنین قصابان سده برای تعمیر راه‏ها در خواستی به شهرداری در سال 1319 ‏می‏دهند تا 

جاده‏ها و خیابان‏های مسیر اصفهان به سده به منظور کاهش هزینه حمل و نقل از کشتارگاه تعمیر شود. این سند نشان ‏می‏دهد که قصابان و دباغان سده در زمینه کشتار دام و عرضه محصولات آن به اصفهان فعال بوده‏اند.

...............................................

1-انجمن مقدس ملی تشکیلاتی بود که در اصفهان در انقلاب مشروطه، توسط روحانیان متنفذ همچون آقانورالله نجفی اصفهانی، معروف به ثقةالاسلام (1287تا1346ق) و برادر بزرگ‌تر او شیخ‌محمدتقی، معروف به آقانجفی (1262تا1332ق) و محمدحسن مدرس (1287تا1356ق)  ایجاد شده بود و با فعالیت‌های گسترده در مهار قدرت خودکامه شاه و پشتیبانی از مجلس نقش ویژه‌ای ایفا کرد.

2-محمدابراهیم بن محمد ملک‌التجار اصفهانی، تاجر نیکوکار و صاحب خیرات بسیار در اصفهان در قرن چهارده هجری بوده است.وی در سال 1301ش وفات یافت.

3-انجمن ولایتی اصفهان: براساس اصول قانون اساسی، قانون تشکیل انجمن‌های ایالتی و ولایتی از نخستین قوانینی بود که مجلس اول تصویب کرد. براین مبنا، انجمن ولایتی اصفهان نیز در 6ذیقعده1324با حضور ظل‌السلطان، حاکم اصفهان، در عمارت چهلستون افتتاح شد. اعضای این انجمن را ظل‌السلطان و بدون برگزاری انتخابات تعیین کرد ازجمله اعضای انجمن حاج‌آقانورالله، سیدابوالقاسم دهکردی، آخوندملاعبدالکریم جزی و آقانجفی بودند. انجمن به‌ نوعی شعبه‌ای از مجلس در ولایات محسوب می‌شد.

4-ظل‌السلطان: حاکم وقت اصفهان.

5-ابراهیم سرتیپی: تاجر و فعال پوست در محله ورنوسفادران

6-اما‏می‏سدهی نورالله: آیةالله حاج سیّد نورالله اما‏می‏سدهی (1357 - 1264) امام جمعه سده فرزند آیةالله حاج میر‏سیّد علی، داماد آیت‏الله حاج شیخ جمال‌الدین نجفی مسجدشاهی. صاحب چندین رساله‌ در موضوعات مختلف، مدفون در مسجد جامع فروشان.