شنبه, 18 مرداد 1399 Saturday 8 August 2020 00:00

محمد علی شاهین
آواها و موسیقی‌هایی که صدها سال مردان وزنان سخت کوش ایران‌زمین هنگام کار و تلاش به ویژه در کارهای گروهی ومواردی که نیاز به هماهنگی در انجام کارخاصی بود زیرلب زمزمه کرده‌اند به «کار آوا » معروف است .کارشناسان كارآواها را گونه‌ای ازشعر و موسیقی می دانند كه حفط واحیای آن به پيشبرد و حفظ فرهنگ منطقه كمك شايانی می ‌كند . این آوا ها که به گستردگی سرزمین ایران است والبته در خطر انقراض ، بسته به مشاغل رایج در هر منطقه و گویش ها ونیز گرایش مردمان آن دیار به شعر وموسیقی انواع متفاوتی دارد.
انواع کارها که برای آنها آوا وجود د ارد:
برای اکثر مشاغل رایج در دوران گذشته یعنی کهن پیشه ها چون نمد مالی، برداشت گندم، چوپانی، ساربانی، ساروج کوبی،میرآبی،کنجد کوبی، سنگ بُری کار آواهایی ثبت شده است.این آواها در مناطق واقوام مختلف بسته به گویش، سبک زندگی وفرهنگ غالب ضمن وجود تشابهات، متفاوت است.مثلا در قوم بختیاری انواع ذیل را شامل می شود:
1- لالایی ها 2- صلوات خوانی هنگام درو و برداشت خرمن 3- سرود گاودوشی 4- سرود مشک زنی یا دوغ زنی 5- سرود قالی بافی , گلیم بافی ,چینی گری 6- برزگری 7- صیادی ( میرشکاری)
هدف کارآواها
کارشناسان ومحققان فرهنگ مردم هدف از سرایش وخواندن کار آواها را متفاوت وشامل موارد ذیل می دانند:
1- ایجاد تمرکز و افزایش میزان دقت در انجام کار
2- برقراری آرامش در کار
3- شکرگذاری از نعمت های آفریدگار جهان و برکت بخشی به آن به خصوص در وقت درو و برداشت خرمن
4- قداست بخشیدن و اهمیت دادن به کار و تلاش
5- نوازش، رام و مطیع ساختن حیوان شیرده
6- رفع خستگی با تزریق انرژی مثبت و تسریع در کار
7- دلنشین کردن کار با عبارت ها و جمله های موزون
8- ایجاد هماهنگی و برقراری توازن بین اشخاص و اجزاء درگیر در کار
9- تخلیه درونی خود ، گشودن سفره دل و بر ملا ساختن رنج و درد وشکایت از زمانه ووضع موجود
آواهای زنان و مردان حین کار با هم متفاوت است که همه اینها حاکی از فرهنگ و دانشی پیشرفته در فرهنگ ایران زمین است.
کار آواها درخمینی شهر
در این منطقه به دلیل پیشینه طولانی مشاغل مختلفی چون درو کردن محصولات،خرمن کوبی،نخ ریسی،حلاجی،کلاه مالی، نمد مالی وانواع بافتنی ها رواج داشته که امروزه برخی از آنها منسوخ وتعدادی در معرض انقراض است . گفته ها وتک بیت ها ی که گاه وبیگاه سالخوردگان شهر می خوانند گواهی بر این است که همراه کهن پیشه ها آواهای خاص خوانده می شده است .این آواها ثبت نشده است.کارآواهای این منطقه به فارسی وهم زبان ولاتی بوده است که به نمونه های از آنها اشاره می شود باشد که روزی مجموعه ای از آنها جمع وحتی اجرا شودکه ضمن حفظ این میراث معنوی گوشه های ازتاریخ شهر را به رشته تحریر در آورد.
هنگام دوشکی پیچیدن
نه رَب دانم، نه رُب/ دوشکی می پیچم اندازه تُرُب
گیوه چینی
گیوه چینان نیز وقتی به کار مشغول می شدند همزمان با گره ای که می زدند با همکاری یکدیگر قطعه ای موزون را به این شکل اجرا می نمودند:
یک گروه از شاگردان: کَلّه* شمار کجا رفت؟
گروه دیگری از شاگردان: از پشت بام شاه بالا رفت
استاد کار: بدو بگیرش، بدو بگیرش
شاگردان (همه با هم): والا به خدا رفته بودش رفته بودش
یک گروه از شاگردان: چند تا کله برداریم تا بیاد؟
استاد کار: ده تا کله بردار تا بیاد
و سپس دسته جمعی و در رقابت با یکدیگر ضمن انجام کار می خواندند: از کله اولی یکی به نام خدا
و همین طور تا کله دهمی ادامه می دادند.
در این مرحله استاد کار می گفت: اومدش بدو بگیرش بدو بگیرش
و لحظاتی بعد بقیه می گفتند: والا به خدا رفته بودش رفته بودش
استخراج گل رختشویی
مادربرای فرزندانش که برای استخراج گل رختشوی با الاغ به معدن بیرون شهر می رفتاینآواها راهنگامراهی کردن آنها می خواند:
خروکوروشل وکر افتا ده اند در پی هم
می روند بیرون شهر بیارند گل رختشویی
که باهم رخت بشوییم
نمد مالی
هنگام نمد مالی زمانی که دستگاهی برای پیچاندن نمد نبود این کار سخت وطاقت فرسا توسط نمدمالان انجام می گرفت که نیاز به کار همزمان چند نفر بود که باید هماهنگ با هم کار کنند .مردان نمد مال که بیشتر در محله گارسله ورنوسفادران حدود 50 نفر فعال بودنددر موقع کار علاوه بر خواندن اذکار،آواهای هم سر می دادند:
- هن، هن نمد مالی/نمد چرا نمی مالی
- تاهن، هن کرده بودم/نمد مالی کرده بودم
کارآواهای ولاتی
کارآواها به زبان ولاتی
موقع قاليبافي:
که بوکه بوبردراخوسووه،ياری مونو،چی چی باتوبارايی مون،دسبندی طلا،بوزه وگی بوزه وگی
ترجمه: كيه كه در را ميزنه، يار منه ، چي آورده واسه من؟ دستبند طلا، بدو و بگير، بدو و بگير

يامثلاوقتي آسمون می گرفت،خورشيدی مونی مونی افتوکه وافتوکه ماسی بری بولونیید افتوکه وافتوکه
مرغوم بام مرغوم بام مرغوم گل وباقالي مرغوم کتونه خالي مرغوم نبوميرم بوتخمراي عناب وزيره م بوو
مرغم را فداش بشم ، مرغم را فداش بشم،
مرغ من گل باقالی،مرغ من قفسش خالی مرغم نباشه(نگو)، شوهرم باشه
تخم مرغاش زيره و عناب واسم باشه
منابع:
پژوهش پیرامون موسیقی کار در ایران به همت هوشنگ جاوید
فرهنگ مردم،سید علی رضا هاشمی، هفته نامه فرهنگی بوشهر