شنبه, 05 مهر 1399 Saturday 26 September 2020 00:00

آن زمان که نه از تالار خبری بود و نه از باغ تالارها، نه از ارکستر و نه از نوارهای کذایی و زیرزمینی که حالا در تالارها با صداهای گوشخراش پخش می شود، مردم این دیار ولی عروسی داشتند مراسم عروسی بر پا بود، آدم های عروس در خانه پدر عروس و آدم های داماد در خانه پدر داماد دعوت می شدند .ترانه ها و نغمه ها و اشعار هم خوانده می شد، اما نه از طریق نوارهای آنور آبی و کوچه بازاری و یا ارکستر های با آلات موسیقی الکترونیکی بل با ضرب گرفتن با دله ای و گاه تنها با دست و چاپول اما آنچه می خواندند جریان زندگی بود و اسباب سرگرمی و تفرج حضار، همه محلی و برآمده از حال و هوای آن روزگاران و نشاط آور.
عمو گله دار بود و جریان زن گرفتن چوپان ساده دل و چشم و گوش بسته و یا نمایش لباس شستن عروس خانواده با برخوردهای چندگانه با یار (شوهر) و مادرشوهر و یا داستان مرد سبزی فروشی که با خرش ودر هنگام سبزی فروشی دنبال یار می گشت و اشعاری در باره او که دستمایه طنز داشت. این مناسبت فرصت خوبی بود تا سر به سر کسانی گذاشته شود که در حالت عادی سر به سر گذاشتن شان محال بود و در مراسم عروسی مجاز،مانند معتمدین محل وپولدارها وکدخداها وکلا صاحبان منصب ومال. این گونه ترانه ها اغلب همراه با نمایش بود بازیگران هم البته مدعوین بودند که سابقه اجرا در مراسم عروسی های گذشته را داشتند ، یکی عروس می شد، یکی مادرشوهر و یکی مرد سبزی فروش و دیگری پسرک چوپان و یکی ارباب و غیره .همه از اهالی محل وهمسایه ها بودند، از قبل معلوم بود که چه کسی چه شعری را می خواند ویا نقش کی را بازی می کندجالب اینکه این بازیگران محلی که فقط برای عروسی دوستان واقوام ودل خودشان واز روی میل وبدون جیره ومواجب گاه فقط با گرفتن شیرینی برنامه اجرا می کردند لباس مناسب نقش خود هم آماده داشتند که اگراحتمالا کسی می خواست نقش آنها را اجرا کند کارش به آن لباس گیر می کرد. بازار شعر خوانی ونمایش البته در بین خانم ها داغتر بودولی در بین آقایان هم کم وبیش دیده می شد، یکی مرغ پاکوتاه را می خواند ودیگری ای یار مبارک باداوآن یکی سوزم سوزم وگاه دسته جمعی به ویژه وقتی درب خانه داماد می رسیدند دانی ودانی شب وروزت سیاه را سر می دادند .جمع آوری این شعر خوانی ها و نمایش های منظوم که ریشه در نمایش های رو حوضی و آیینی دارد ضمن اینکه حال و هوای آن روزگاران و شادی و نشاط عمیق در عروسی های آن دوران را نشان می دهد. گوشه های از تاریخ شهر رابه عنوان تاریخ شفاهی که در واقع میراث معنوی این دیار به حساب می آید ثبت می کند.