چهارشنبه, 15 مرداد 1399 Wednesday 5 August 2020 00:00

اهالی سده در مقابل تهاجم افاغنه در زمان شاه سلطان حسین به اصفهان و سرزمین خود مقاومت جانانه¬ای کردند. تاریخ گزینه‌هایی از این حماسه را ثبت کرده است که روایت کتاب نصف جهان فی تعریف الاصبهان را در باب آن می‌خوانیم:
نگارنده کتاب نصف جهان فی تعریف الاصبهان می‌نویسد:
«... پس از آن خرابی، آنچه از مردمان و اهالی از قتل و غارت افغان رسته بودند بعضی روی به شهر آوردند، مردم به بیچارگان پناه دادند و آن‌ها را جای و مسکن دادند و بعضی دیگر به دهات اطراف متفرق گشتند و از آن جمله بسیاری از مردم اصفهان به سده که آبادی بزرگی بود و محل بزرگ آن ورنسفادران که عوام به آن بن اصفهان و یا ونصوان می‌گویند رفتند و آن¬جا جمعیت زیادی اسکان کردند.
اهالی سده که خود به دلیری و شجاعت معروف و به همت و جوانمردی مشهورند با یکدیگر اتفاق کردند و با افاغنه که در اطراف بودند و به قتل و غارت اشتغال داشتند و به مردم دستبرد می‌زدند و هر چه می‌توانستند از آن‌ها می‌کشتند، حمله کنند و از ورود آن‌ها به شهر جلوگیری کنند و از قتل و غارت آنان را بازدارند لذا وقتی امان اله خان یار خانه¬ای که از جانب لرستان بدین منطقه می‌آمد و به طرف فرح آباد می‌رفتند اهالی سده سر راه را بر آن‌ها گرفتند و جمعی از آن‌ها را کشتند و به فرح آباد نتوانستند بروند.
خبر این قائله به محمود رسید، خودش به همراه جمعی سواره با تسلیحات آن‌ها روانه گردیدند چون نزدیکی سده رسیدند اهالی سده بیرون آمدند و بر ایشان تاختند و جنگ جمعی نمودند و از جماعت افغان‌ها بسیاری کشته شدند و به خاک هلاکت افتادند بعضی هم دستگیر شدند.
محمود شخصا با عده کمی راه فرار پیش گرفت و خود را به فرح آباد رسانید و از جمله اسیران برادر محمود بود و همچنین عمو و پسرعموی محمود هم اسیر شدند که آنها را با غنائم جنگی به سده بردند.
محمود با کمال پریشانی نمی¬دانست چه تدبیری برای نجات یاران و خویشان خود بکند آخر¬الامر ناچار شد کسی را نزد شاه سلطان حسین صفوی که در آن وقت تحت نظر و زندان بود بفرستد و خواهش کند فرد مورد اعتمادی با دستخط خود به سده بفرستد و تاکید کند که اسیران افغانی خاصه منتسبان او را متعرّض نشوند تا بعدا تصمیم لازم و تدبیر مناسب گرفته شود و به آن‌ها ابلاغ گردد.
شاه هم که مثل عبد ذلیل تحت فشار محمود بود فورا حکمی نوشت و با یکی از افراد وابسته و مورد اعتماد خود به سده فرستاد ولی وقتی آن فرد رسید که اهالی سده همه دستگیر شدگان را کشته، با تیغ انتقام به جنایت آنان خاتمه داده و نعش‌های آنان را بر سر راه انداخته بودند.»
منبع:
کتاب «نصف جهان فی تعریف الاصفهان»/ محمدمهدی بن محمدرضا الاصفهانی / صفحات 198 و 199