هنوز آفتاب نزده است که از خواب بیدار می شود، نماز می خواند و با یک سطل به طویله می رود تا شیر گاوها و میش ها را بدوشد . طولی نمی کشد دیگ مسی حاوی شیرها را روی آتش کلک قرار می دهد تا جوش بخورند. چند بادیه و تغار1 ردیف می کند و شیرها که جوش آمد، دیگ را از روی کلک2 برمیدارد و داخل آن ظرف ها می ریزد. شیرها که کمی خنک شد زن با انگشتش چند بار امتحان می کند تا زمان مایه زدن به شیرها از دستش نرود. وقتی دما مناسب شد برای هر ظرف قاشقی ماست بر می دارد و داخل آن فرو می برد و به آرامی می زند و سپس روی همه را با جاجیم می پوشاند تا شیرها به ماست تبدیل شوند. دو تا از بادیه های ماست را که روز قبل ماسانده از روی چمبری بر می دارد و سراغ خیگ می رود .ابتدا آب های را که داخل قدحی که خیگ در آن قرار دارد جمع شده خالی می کند و درب خیگ را باز می کند و ماست ها را داخل آن می ریزد. گاهی روزها که شیر زیاد است و نیازی به ماست نیست و خیگ هم پر از ماست است شیرهای اضافی را کنار می گذارد تا شیر کش درب خانه بیاید و شیرها را پیمانه کند و داخل خیگوله پشتش بریزد و پته اش را به زن بدهد. زن همزمان به فکر صبحانه مرد و بچه ها هم هست به این خاطر کتری را روی آتش می گذارد تا آب جوش بیاید ، پنیر را از بلونی آب نمک خارج می کند و بچه ها را صدا می زند. دو تا نان از سفره توی گنجه بر می دارد و کنار پنیرهای داخل مجمعه می گذارد. سری به کتونه می زند و چند تا تخم مرغ  بر می دارد و ماهیتابه مسی را روی آتش می گذارد و یک قاشق روشیر داخل آن می ریزد تا خاگینه درست کند. یک جام شیر هم از شیرهای تازه جوشیده توی مجمعه قرار می دهد . زن یکی یکی از مرد و بچه ها می پرسد که چای شیرین می خورند و یا دیشلم، طولی نمی کشد که صبحانه تمام  می شود حالا باید هر کس سراغ کار خود برود .  زن درب طویله را باز می کند و با یک بسم الله گاو  و گوسفندها را به دست پسر کوچکش می سپارد تا راهی صحرا کند. بقجه ای که چاشن بچه در آن قرارداده شده را به دست او  میدهد ، سفارش های لازم را هم به او می کند.
خانه که خلوت شد زن باید به بقیه کارها برسد.
یک روز رخت شستن است و روز دیگر نان پختن، جارو کردن اطاق ها ، پخت و پز هم که کار هر روز است. زن از جارو کردن که فارغ شد چرخ چاه را می چرخاند تا طناب دور آن جمع شود و بتواند تکه گوشتی که در چاه خانه آویزان شده را بردارد. کماجدان را بر می دارد و گوشت را خورد کرده داخل آن ریخته و روی آتش تفت می دهد. نخودها را می شوید و با کمی سبزی به کماجدان اضافه می کند تا امروز نخودآب بار بگذارد وقتی از غذای ظهر مطمئن شد ، کارهای دیگری باید انجام بدهد، بافتن شال و جوراب و لباس گرم و جور کردن پشم ها از جمله این کارها است. امروز یک گونی پشم که اخیرا از گوسفند ها چیده شده بود باید جور شود به همین خاطر زیر درخت مو می نشیند تا پشم ها را جور کند یعنی رنگ های مختلف را از هم جدا کند. بعضی روزها اگر وقت خالی پیدا کند حتما به خانه همسایه می رود تا پشت دار قالی بنشیند اما امروز از آن روز ها است که تا شب باید به پشم ها مشغول باشد. سر شب گاو و گوسفندها به طویله خانه برمی گردند ، زن دوباره به طویله می رود تا شیر بدوشد و شیرها را بجوشاند و بعد از اینکه بچه ها شام خوردند، زود بخوابد تا صبح روز بعد روز جدیدی را شروع کند.
پاورقی
1.تغار و بادیه از ظروف مورد استفاده که اولی ازجنس سفال و د ومی از جنس مس است.
2-کلک:محلی که آتش در آن روشن می کردند و دو طرف جانبی آن مسدود بود به شکلی که با گذاشتن چند میله روی آن می شد ظروف را روی آتش قرار داد.
3-چنبری: وسیله ای از حصیر یا چوب که از تیری در مطبخ  یا  ایوان آویزان بود و ظروف مواد غذایی در آن قرار می گرفت تا از دسترس دور باشد.

4-خیگ: پوست گوسفند که حالت کیسه داشت و ماست و یا پنیر و روغن را در آن نگهداری می کردند، بیشتر برای تهیه ماست چکیده که اصطلاحا ماست خیگی نامیده می شد استفاده می گردید و روزگاری در اکثر خانه ها وجود داشت.