چهارشنبه, 22 آبان 1398 Wednesday 13 November 2019 00:00

محمدعلی شاهین
روزنامه نگار، پژوهشگر
اشاره: دستیابی به اوضاع واحوال یک جامعه دریک مقطع ومکان خاص که به تاریخ اجتماعی معروف است ازراه های متعددی ممکن می شود. یک دسته ازاین منابع خاطره ها وسفرنامه ها می باشد. با سیری درسفرنامه هاسعی می شود آنچه مربوط به منطقه اصفهان وماربین است مورد توجه ویژه قرارگیرد تا گوشه هایی ازتاریخ اجتماعی دوران های مختلف این منطقه به صورت موضوعی طرح وبازنشر شود.
یکی ازمنابع دردسترس سفرنامه ژان باتیست تاورنیه جهانگرد فرانسوی است که 9 باربه ایران ازسال 1632 تا 1668 میلادی سفرکرده است . این سفرهادرزمان سلطنت شاه صفی، شاه عباس دوم و شاه سلیمان بوده است. تاورنیه دهمین سفرخود را وقتی بیش از80 سال داشته درسرمای سخت زمستان به ایران شروع می کند اما درمسیر، فوت میکند و به ایران نمی رسد. این تاجرجهانگرد درسفربه سرزمین های مشرق چند سفرنامه ازدیده های خود نوشته که به نظرمطلعین بسیاری ازاطلاعات ثبت شده توسط وی را درجای دیگری نمی توان یافت چون تمام امور روزمره وآنچه را که دراطراف خود دراین سفرها دیده با دقت خاصی به رشته تحریردرآورده است .چنان دقتی دربیان مطالب به کار برده که حتی ابعاد مکان هایی را که دیده ثبت کرده است. وی که بارها به اصفهان سفرکرده توانسته با ریختن طرح دوستی با افراد با نفوذ ونزدیک به دربارشاه وبا استفاده ازجواهراتی که می دانسته شاه مشتری آنها می باشد به شاهان صفوی نزدیک شده وبه درباررخنه کند وبه این ترتیب درمراسم خصوصی وعیش وطرب وباده گستریشان حاضرشده وواقعیت زندگی شاهان و رفتارآن ها را با دیگران درخاطراتش بنویسد .جالب اینکه دراین دیدارها سوال مهم شاه ازاین مرد جهان دیده درمورد زنان ومشروبات بوده است .این جهانگردعلاوه برثبت جزئیات زندگی درباریان دربین مردم کوچه وبازارحاضرمی شده وبا آنها رفت وآمد داشته وآداب ورسوم مردم ، مشاغل، انواع خوراکی ها، پوشاک، شیوه زندگی آنها راکه همان تاریخ اجتماعی است نگارش کرده است.
مشاغل اصفهان
تاورنی به بازارهاوانواع مشاغل پایتخت صفوی در سفرنامه خود پرداخته وچون تاجرپیشه بوده به جزییات کار هم توجه نموده است. وی وضعیت شاغلین هرحرفه رامورد توجه قرارداده و وضع معیشتی کسبه وصنعتگران اصفهانی را بیان کرده وحتی پرداخت هایی که به حکومت می کرده اند راهم بیان نموده است. دربیان انواع مشاغل موجود دربازاراصفهان آنها را با مشاغل مشابهش درفرانسه مقایسه کرده ومشخص نموده که تفاوتها کدام است وکیفیت کاردرکجا بهتراست .درموردترکیب بازارو انواع مشاغل ازجمله می آورد: "بازار امنیت بسیار دارد و شبها بازرگانان دکان خود را سرسری می بندند.....در فاصله عالی قاپوودهانه بازارمحلی است که کارگران چرم کارمی نشینند ومشک وسطل و.. می سازند .کمان وتیروشمشیر سازان هم در اینجا هستند". او همچنین به وجود دکانهای ادویه فروشان وعطاران در امتداد راسته چرم دوزان اشاره دارد ومکان بازرگان که لباس و کفش می فروشند غرب وشمال بازار ذکر کرده است.
وصف اصفهان
تاورنیه درفصلی تحت عنوان وصف اصفهان پایتخت ممالک پادشاه ایران بافت شهری اصفهان ، نوع ساحتمانها ومواد تشکیل دهنده آنها که خشت وگل بوده اندودربهای چوبی راجزبه جز آورده است. اواصفهان وجلفا را دوشهرجدا معرفی می کند که دردوطرف رودخانه زاینده رود قرار دارند. درهمین فصل ازکتاب است که این جهانگرد دروصف وسعت وحدود جغرافیایی اصفهان به وجود کوهی درنزدیکی وغرب اصفهان (کوه آتشگاه) اشاره می کند ومی نویسد: "در قله آن بقایای قلعه ای دیده می شود و می گویند که دردومین جنگ اسکندر با ایرانیان دراین دشت، داریوش درآن قلعه بوده است". وی به وجود حصارها وساختاردفاعی شهرمی پردازد ومی نویسد :"محیط اصفهان وحومه به هیچ وجه کوچکتر از پاریس نیست" . سپس به چهارباغ و میدان شاه ومعماری ساختمانها پرداخته وموارد را به دقت توصیف می کند. تاورنیه درتوصیف میدان می آورد: در نمای شمالی زیررواقها اتاقهایی روبه میدان وجود دارند که مردم برای کشیدن تنباکو ونوشیدن قهوه به آنها می روند وسپس به نکته ای اشاره می کند که از دید تاریخ اجتماعی جالب است، اونوشته: " ایرانیانی که اندک بضاعت وآسایشی دارند فرصت حضورهمه روزه میان ساعت هفت وهشت صبح را دراین محل ازدست نمی دهند...اما شاه عباس کبیرکه متوجه شد که این اتاقها بدین گونه محل تجمعی برای گفتگو درباره مسایل دولتی است واین کار اورا خوش نمی آمد، برای درهم شکستن دسیسه های کوچکی که ممکن بود درآنجا به وجود آید حیله ای به کاربرد ودستور داد تا هرروزصبح ، پیش ازآنکه کسی وارد محل شود، ملایی به هریک از اطاقها برود و برای قلیان کشان وقهوه نوشان گاه از شرع وگاه از تاریخ وشعر سخن بگوید " .
زاینده رود ومشکل کم آبی
ازجمله مواردی که تاورنیه درمدت اقامتش در اصفهان به آن توجه نموده وبه اصطلاح ته وتوی آن را درآورده است زاینده رود وشرایط بی آبی وگرانبها بودن آب ووجود قوانین سختگیرانه برای تقسیم آب زاینده رود ودرآمد زا بودن آن برای دربار است. او می نویسد: " رودخانه دیگری به نام کارون وجود داردکه شاه عباس کوشید آن دورود را با منفجر کردن سخره های حایل به هم متصل کند اما نتوانست طرح خود را به انتها برساند" . تاورنیه به برداشت آب در مسیراززاینده رود اشاره دارد ومی نویسد" آب این رود که ، بر اثر انشعابهای متعدد، تا به شهر برسد پیوسته کم وکمتر شده است سرانجام به جویباری کوچکی تقلیل می یابد و شش یا هفت فرسخی مشرق اصفهان به طور کامل درمرداب فرو می رود. این کمبود آب که درهمه ایران امرعمومی است موجب شده است که آب را باصرفه جویی فوق العاده ای تقسیم کنند ویا به بهای گران بخرند. منصب ناظر آبها وسود قابل ملاحضه ای که به خزانه شاه می رساند یکی از شغل های پردرآمد و پرخواستاردرباراست وکسی که خواهان آن است به ناچار به تقدیم پیشکش های کلان است". وی درهمین جا به جریمه سنگین ونا بخشودنی برداشت غیرمجازآب اشاره می کند ونمونه ای ازآن را چنین می آورد : " من دو فرنگی را می شناختم که جرئت کرده وشبانه پیش ازآنکه نوبتشان رسیده باشد آب گرفته بودند واگرلطف و مرحمت مخصوصی که شاه به فرنگیان وبه خصوص به فرانسویان دارد شامل آنها نمی شد، با خطر مصادره شدن زمینشان مواجه می شدند. با این حال لطف شاه مانع آن نشد که به عنوان جریمه مبلغ گزافی بپردازند".در نوبت های بعدی به موضوعات دیگرکه در این سفرنامه آمده پرداخته می شود.
منبع:
تاورنیه ژان باتیست ، سفرنامه تاورنیه، ترجمه حمید ارباب شیرانی، اصفهان، گلشن، 1383