سه شنبه, 21 مرداد 1399 Tuesday 11 August 2020 00:00



محمدعلی شاهین
روزنامه نگار، پژوهشگرتاریخ محلی و نویسنده


اشاره: سیر در تاریخ جوامع، حوادث تلخ و شیرین زیادی را پیش روی افراد می‏گذارد که باز خوانی آنها می‏تواند تجاربی را به نسل‏های فعلی منتقل کند. یکی از این رخدادها سرمای طاقت فرسای سال 1308 و حواشی آن می باشد که سعی می شود با مرور آن ضمن آشنایی با اصل ماجرا، رفتارهای گروه‏های مختلف مردم و مدیران را در برابر آن رخداد، بازگو کرد.
اصل رخداد:
در اواسط دی 1308 دمای هوای چهارباغ اصفهان به10 درجه زیر صفر در اوایل صبح رسید و این شروع یک زمستان بسیار سرد با بارش برف بی‏سابقه در اصفهان و اطراف و چهارمحال بود که آثار آن حتی به سر درختی‏ها در شروع بهار سال بعد رسید. دمای چهار باغ چند روز بعد به 20 درجه زیر صفر رسید و برفی بارید که در 30 سال پیش از آن بی‏سابقه بود، دزپی بارش مداوم برف، سقف بعضی اماکن پایین آمد و چند نفر زیر آوار ماندند، سرما جان تعدادی از فقرا و بی‏سرپناهان را گرفت و جان بقیه را تهدید می‏کرد. ذغال وخاکه ذغال به شدت کمیاب شد. این تنها شروع ماجرا بود، چون بارش‏ها ادامه یافت به طوری که در اوایل بهمن بیش از نیم متر برف در اصفهان و اطراف بارید. در دهکرد(شهرکرد) به قدری برف بارید که بام‏ها با کوچه‏ها مساوی شدند. در نتیجه این بارش‏های پی در پی شهر اصفهان به حال تعطیل در‏آمد و آثار بیداد سرما در همه جا مشهود شد. نانوایی‏ها در این شرایط نمی‏توانستند به کار خود ادامه دهند و نان کمیاب شد. به دلیل یخ زدن غسالخانه‏ها اموات روی زمین ماندند. در سگزی گوسفندان یک گله گوسفند همراه با چویان یخ زده و تلف شدند. راههای برون شهر بسته شد، نامه‏ها در راه ماندند، مسافرین خودروها و مامورین دولتی از جمله مامورین مالیه در راه‏های بیرون شهر در اثر سرما سیاه شدند و جان خود را از دست داند. اجناس احتکار و قیمت‏ها افزایش یافتند. در 6 بهمن پس‏ از یکماه بارش متناوب برف، هوا آفتابی شد و در اواخر بهمن کمی از شدت سرما کم شد. اما سقف‏های زیادی خراب یا در شرف خراب شدن بودند و حال نگرانی‏ها متوجه رودخانه زاینده رود و طغیان آن در اثر آب شدن این همه برف بود.
رفتارهای مدیران و مردم در برابرشرایط موجود:
متاسفانه احتکار و گران‏فروشی در شرایط بحرانی رویه معمولی است که عده‏ای در پیش می‏گیرند و البته در رخداد زمستان 1308 هم چنین شد و شرایط زندگی را بر هم نوعان سخت‏تر کرد.
طبق معمول اولین دسته از گروه‏های مردمی که در برابر شرایط به وجود آمده واکنش نشان دادند، مطبوعات و محافل فرهنگی بودند. از آنجا که سرما جان فقرا و بی پناهان را تهدید می‏کرد و تعدادی قربانی نیز گرفته بود، سر و صداها برای نجات جان آنها در مطبوعات و محافل بالا گرفت و مقالاتی خطاب به مدیران و ثروتمندان انتشار یافت که به داد مردم برسید. با کمبود سوخت و هیزم عده‏ای از قلم بدستان پیشنهاد قطع درختان حتی مثمر خارج شهر را به بلدیه دادند. در واکنش به این سر و صداها بلدیه مجبور به جمع‏آوری تعدادی از فقرا شد که البته به دلیل نگهداری آنها در جای نامناسب سقف بر سر آنها خراب شد و جان چند تن آنها را گرفت. حاکم اصفهان چند کامیون برای آوردن ذغال به نجف‏آباد فرستاد که به دلیل شدت بارش برف، برخی از آنها در راه ماندند و موفق به حمل ذعال نشدند. در چنین شرایطی که فقر رواج یافت و زندگی برعده‏ای سخت شد، کمک‏های دولتی کافی نبود، پس مردم دست و آستین را بالا زدند و خود به سرعت در محلات مختلف اصفهان خیریه‏های متعددی تشکیل دادند. تعداد این خیریه‏ها به حدود 20 عدد رسید. حساسیت احتماعی به قدری بالا گرفت که حتی محصلین نیز خیریه تشکیل دادند و گروه‏های هنری از هنر خود استفاده کرده و با اجرای نمایش‏هایی به جمع‏آوری اعانه به نفع آسیب دیدگان پرداختند. خیریه‏های تشکیل شده به شناسایی فقرا و آسیب دیدگان پرداختند و با جمع‏آوری کمک‏های مردمی به حمایت از آنها پرداختند. خیرین در اقدامی تکمیلی در محله‏های فقیر‏نشین که خود قادر به تشکیل خیریه نبودند نیز اقدام به تاسیس خیریه کردند تا کسی در چنین اوضاعی بی‏پناه نماند.
از شرایط آبادی‏های ماربین و سده اطلاعات مستندی در دسترس نیست اما مشخص است که شرایط در این مناطق هم همچون خود شهر اصفهان بوده است.
مرور رخداد بیداد سرما در زمستان 1308 نشان می‏دهد که تجربه برخورد با شرایط سخت در منطقه وجود دارد و از طرفی سختی‏ ها گذرا هستند و آنچه ماندگار می‏شود رفتارهای مردمان درمقابل آن شرایط است.


منابع:
روزنامه اخگر اصفهان، شماره‏های 270 تا 310.
شاهین، محمدعلی، رخدادها، جلد اول، از مهربین تا تشکیل شهرستان خمینی‏ شهر.